سرمايه انسان چيست ؟
تصور کنيد بانکي داريد که در آن هر روز صبح 86400 دلار به حساب شما واريز مي شود وتا آخر شب فرصت داريد تا همه پولها را خرج کنيد، چون آخر وقت حساب خود به خود خالي مي شود. در اين صورت شما چه خواهيد کرد؟ البته که سعي مي کنيد تا آخرين ريال را خرج کنيد!
هر کدام از ما يک چنين بانکي داريم : بانک زمان. هر روز صبح در بانک زمان شما 86400 ثانيه اعتبار ريخته مي شود و آخر شب اين اعتبار به پايان مي رسد. هيچ برگشتي نيست و هيچ مقداري از اين زمان به فردا اضافه نمي شود.
براي فهميدن ارزش ۱۰ سال از زوج هاي تازه طلاق گرفته بپرس.
براي فهميدن ارزش ۴ سال از فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱ سال از دانش آموزي که در امتحان آخر سال رد شده بپرس.
براي فهميدن ارزش ۹ ماه از مادري که نوزاد مرده بدنيا آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱ ماه از مادري که نوزاد نارس بدنيا آورده بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱ هفته از سر دبير يک مجله هفتگي بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱ ساعت از عشاقي که در انتظار هم هستند بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱ دقيقه ازشخصي که اتوبوس،قطاريا هواپيمارا ازدست داده بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱ ثانيه از شخص بازمانده از يک تصادف بپرس.
براي فهميدن ارزش ۱/۰ ثانيه از شخصي که در المپيک مدال نقره آورده بپرس.
هر لحظه گنج بزرگي است، گنجتان را مفت از دست ندهيد. باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچ کس منتظر نمي ماند. ديروز به تاريخ پيوست، فردا معماست و امروز هديه است، اما اين هديه براي خيلي ها بي ارزش است.
باتشکر از کوئست یزد
بسیارند مردمانی که :
با استعداد ولی ناموفق
باهوش ولی شکست خورده
تحصیل کرده ولی بیکار
نابغه ولی نام کام
زیبا ولی تنها
به نظر شما چرا اینگونه اند
منتظر نظراتتان هستم
حقیقتی کوچک برای 100% ساختن زندگی
اگر:
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با:
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
کار سخت HARDWORK
H+A+R+D+W+O+R+K
8+1+18+4+23+15+18+11=98%
دانش KNOWLEDGE
K+N+O+W+L+E+D+G+E
11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%
دوست داشتن LOVE
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
خوشبختی LUCK
L+U+C+K
12+21+3+11=47%
(بیشتر ما تصور نمی کنیم که این مورد خیلی مهم است ؟ )
پس چه چیز 100% را میسازد ؟
پول ؟ ... نه !!! MONEY
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25=72%
راهبری ؟ ... نه !!! LEADERSHIP
L+E+A+D+E+R+SH+I+P
12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%
هر مسئله ای راه حلی دارد
تنها اگر نگرش مان را تغییر دهیم .
به قسمت بالا برگردید , به 100%
واقعا به چه چیزی برای یک قدم پیشتر رفتن احتیاج داریم ...
نگرش ATTITUDE
A+T+T+I+T+U+D+E
1+20+20+9+20+21+4+5=100%
این نگرش ما نسبت به زندگی و کار است که زندگی را 100% می سازد !!!
نگرش تان را تغییر دهید , تا بتوانید زندگی تان را تغییر دهید !!!
حالا شما جواب سئوال را می دانید ...
چه کاری انجام خواهید داد ؟
نگرش همه چیز است
برگرفته از وبلاگ کوئستیها
شاد و پرانرژی مثل همیشه
با نظرات خود وبلاگ ما را پر بارتر کنید
همه باهم پشت ما کوهه...
فقط روياهاي بزرگ مي توانند روح انسانها را به حركت در آورند.
2- حس هدفمندي را در خود پرورش دهيد. (توماس كارلايل)
كسي كه هدفي روشن داشته باشد، حتي در ناهموارترين راه ها به جلو مي رود. شخص بدون هدف در هموارترين راه ها هم پيشرفتي نخواهد داشت.
3- خود را داراي شغل آزاد بدانيد. (ويليام هنلي)
من بر روان و سرشت خود مسلط هستم.
4- كاري را كه واقعاً دوست داريد انجام دهيد. (برايان تريسي)
وقتي كاري را انجام بدهيد كه واقعاً آن را دوست داريد، ديگر هرگز حتي يك روز هم كار نخواهيد كرد و كار شما تفريح شما خواهد بود.
5- در كار خود هميشه بهترين باشيد. (وينس لومباردي)
كيفيت زندگي شما صرف نظر از اينكه در چه حوزه اي كار مي كنيد بستگي دارد به اينكه تا چه حد خود را متعهد مي دانيد كه در كار خود بهترين باشيد.
6- سخت تر و بيشتر كار كنيد. (جيمز تربر)
هر چه سخت تر كار كنم، موفق تر مي شوم.
7- خود را وقف يادگيري مادام العمر كنيد. (دنيس ويتلي)
يادگيري مستمر حداقل شرط لازم براي كسب موفقيت در هر زمينه اي است.
8- اول حق و حقوق خودتان را بدهيد. (كلمنت استون)
بخشي از كل درآمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آن را پس انداز و سرمايه گذاري كنيد، بذر بزرگي در شما نيست.
9- همه جزئيات مربوط به كارتان را ياد بگيريد. (دان كندي)
اگر در شغلتان مهارت بالايي بدست آوريد، هيچ چيز مانع درآمد بيشتر و پيشرفت سريع تر شما نخواهد شد.
10- خود را وقف خدمت به ديگران كنيد. (زيگ زيگلار)
اگر به ديگران كمك كنيد تا به آنچه مي خواهند برسند، شما هم مي توانيد در زندگي به آنچه مي خواهيد برسيد.
11- با خود و ديگران كاملاً صادق باشيد. (كلود بريستول)
تفكر منبع اصلي ثروت، موفقيت، پيشرفت هاي مادي، كشف ها و اختراعات بزرگ و همه كاميابي هاست.
12- بالاترين اولويت هايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روي آنها تمركز كنيد. (برايان تريسي)
انسان غيرمتمركز در همه امورش ناپايدار است.
13- سريع العمل و قابل اعتماد باشيد. (دين بريگز)
كار خودتان را انجام دهيد، اما نه فقط درحد وظيفه بلكه اندكي بيشتر و از روي سخاوت. همين مقدار اندك به اندازه تمام كار ارزش دارد.
14- براي جهش از قله اي به قله اي ديگر آماده باشيد. (وينس لمباردي)
برنده شدن يك چيز گاه گاهي نيست بلكه هميشگي است.
15- انضباط فردي را در همه موارد اعمال كنيد. (آلبرت هبارد)
انضباط فردي يعني وادار كردن خود به انجام به موقع كارهايي كه بايد انجام دهيد، چه خوشتان بيايد و چه نيايد.
16- خلاقيت و استعداد ذاتي خود را شكوفا كنيد. (آلبرت انيشتين)
قدرت تصور از واقعيات برتر است.
17- با افراد درست در ارتباط باشيد. (چارلز جونز)
طي پنج سال آينده شما تغييري نخواهيد كرد مگر به دليل ملاقات با افرادي خاص و كتابهايي كه مطالعه مي كنيد.
18- به بهترين نحو مراقب سلامتي خود باشيد. (تئودور روزولت)
رمز خوشبختي داشتن ذهني سالم در بدني سالم است.
19- قاطع و عمل گرا باشيد. (ويليام شكسپير)
به جنگ درياي مشكلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد.
20- هرگز شكست را يك انتخاب ندانيد. (فرانكلين روزولت)
چيزي براي ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس.
21- در امتحان پايداري قبول شويد. (فرانكلين روزولت)
هيچ چيز نمي تواند جايگزين پايداري شود.
استعداد نمي تواند:
انسان هاي بااستعداد ناموفق فراوانند.
نبوغ نمي تواند: نابغه هاي ناكام تقريباً به صورت ضرب المثل درآمده اند.
تحصيلات نمي توانند: دنيا پر است از تحصيل كرده هاي بي حاصل.
بر گرفته از وبلاگ عسلویه کوئست
رمز خوشبختی، رضایت، موفقیت بزرگ، احساس خوب، قدرت فردی و کارایی این است که عادت کنید هر روز اولین کاری که انجام میدهید خوردن قورباغه خودتان باشد.
خوشبختانه میتوانید از طریق تمرین این مهارت را یاد بگیرید و هنگامی که توانستید قبل از هر کاری عادت شروع مهمترین کار را در خود به وجود آورید، موفقیت شما حتمی خواهد بود.
در اینجا خلاصهای از بیست و یک روش فوقالعاده برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در زمان کمتر را که چکیده فصلهای کتاب است میخوانید. این اصول و قواعد را مدام مرور کنید تا عمیقاً در ذهن و عملتان ریشه بدواند و در نتیجه موفقیت آیندهتان تضمین شود:
سفره را بچینید
دقیقاً تصمیم بگیرید که چه میخواهید. روشن بودن در این مورد یک شرط اساسی است. پیش از شروع کار، هدفها و تصمیمهایتان را بنویسید.
برای هر روز از قبل برنامهریزی کنید
برنامههایتان را روی کاغذ بیاورید. به ازای هر دقیقهای که صرف برنامهریزی میکنید، به هنگام اجرای آن پنج یا شش دقیقه در وقت خود صرفهجویی خواهید کرد.
قانون 20/80 را در همه امور بهکار بگیرید
80 درصد از دستاوردهایتان نتیجه 20 درصد از فعالیت شماست. همواره تلاش خود را روی این 20 درصد متمرکز کنید.
پیامد کارها را در نظر داشته باشید
مهمترین و ضروریترین کارهای شما آنهایی هستند که میتوانند بیشترین تأثیر را چه مثبت و چه منفی روی کار و زندگی شما بگذارند. به جای تمرکز روی سایر کارها، تمام توجهتان را معطوف به این نوع کارها کنید.
روش الف ب پ ت ث را مدام به کار بگیرید
قبل از شروع لیستی از کارهایتان تهیه کنید و سپس آنها را از نظر ارزش و ضرورت اولویتبندی کنید تا مطمئن شوید که همیشه در حال انجام مهمترین کارهایتان هستید.
روی اهداف اصلی تمرکز کنید
نتایجی را که باید قطعاً از کارتان بهدست آورید تا بتوانید بگویید که به خوبی از عهده کار بر آمدهاید مشخص کنید و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشید.
به قانون تخشیص ضرورت عمل کنید
هیچوقت برای انجام همه کارها وقت کافی وجود ندارد اما همشیه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست.
پیش از شروع، مقدمات کار را کاملاً فراهم کنید
آمادگی تمام و کمال قبل از شروع کار مانع عملکرد ضعیف میشود.
همیشه یک شاگرد باقی بمانید
هر چه در ارتباط با کارهای ضروری و مهمتان دانش بیشتری بهدست آورید، میتوانید سریعتر شروع کنید و زودتر به اتمام برسانید.
استعدادهای منحصر به فرد خود را تقویت کنید
دقیقاً مشخص کنید چه کاری است که در حال حاضر خیلی خوب انجام میدهید یا در آینده میتوانید خیلی خوب انجام دهید. سپس تمام توان خود را در انجام آن بهکار گیرید.
محدودیتهای اصلی خود را مشخص کنید
محدودیتها و یا عوامل بازدارنده درونی و بیرونی خود را مشخص کنید، عواملی که سرعت شما را در دستیابی به مهمترین هدفهایتان تعیین میکنند. سپس تمرکزتان را به از بین بردن این محدودیتها معطوف کنید.
هر بار یک بشکه جلو بروید
اگر کارها را مرحله به مرحله انجام دهید، میتوانید بزرگترین و پیچیدهترین کارها را به انجام برسانید.
خودتان را تحت فشار بگذارید
تصور کنید که یک ماه دیگر باید شهر را ترک کنید. طوری کار کنید که گویا مجبور هستید قبل از ترک شهر تمام کارهای اصلیتان را به اتمام برسانید.
قدرتهای فردی خود را به حداکثر برسانید
اوقاتی از روز را که از نظر ذهنی و جسمی کارایی بیشتری دارید مشخص کنید و مهمترین و ضروریترین کارهایتان را در این اوقات انجام دهید. به اندازه کافی استراحت کنید تا بتوانید بیشترین بازدهی را داشته باشید.
خودتان را به فعالیت ترغیب کنید
خودتان مشوق خودتان باشید. در هر شرایط یا موقعیتی به دنبال کسب نتایج خوب باشید. به جای تمرکز بر مشکلات به دنبال راهحل بگردید. همواره فردی خوشبین و سازنده باشید.
روش تنبلی سازنده را تمرین کنید
هیچکس نمیتواند همه کارها را انجام دهد. بنابراین باید یاد بگیرید که از روی عمد در انجام برخی از کارهایی که از ارزش و اهمیت کمتری برخوردار هستند تنبلی کنید. با این کار خواهید توانست وقت کافی برای معدود کارهایی که واقعاً مهم هستند ایجاد کنید.
اول سختترین کار را انجام دهید
روزتان را با سختترین کار آغاز کنید، کاری که میتواند بزرگترین تأثیر را بر خودتان و حرفهتان بگذارد، و تا وقتی که آن را تمام نکردهاید دست از کار نکشید.
کار را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید
کارهای بزرگ و پیچیده را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید و سپس هر بار یک قسمت از کار را شروع کنید و به اتمام برسانید.
وقت بیشتری ایجاد کنید
برنامه روزانه خود را طوری تنظیم کنید که به صورت طولانیمدت هر روز وقت کافی برای تمرکز کامل روی کارهای مهم و اصلی داشته باشید.
سرعت انجام کار را افزایش دهید
عادت کنید که کارهای اصلی خود را سریعتر انجام دهید. به عنوان فردی که کارها را سریع و دقیق انجام میدهد مشهور شوید.
هر بار یک کار مهم انجام دهید
کارهای ضروریتان را دقیقاً مشخص کنید. سریعاً کار را شروع کنید و بدون توقف تا اتمام 100 درصد کار پیش بروید. این رمز واقعی افزایش کارایی و بهرهوری فردی است.
اراده کنید که هر روز این اصول را تمرین کنید تا جزئی از عادتهای شما شوند. با ایجاد این عادتهای مدیریت فردی و تبدیل آنها به بخشی از ویژگیهای شخصیت خود آیندهتان را تضمین کنید.
فقط کافی است این کار را بکنید:
قورباغه را قورت بدهید!
آيا دوست داريد يك ليدر خوب باشيد ؟
ليدران خوب داراي خصوصيات خاصي هستند از جمله :
· ايجاد انگيزه , هيجان و تشويق زيرمجموعه ها , به سوي موفقيت .
· برقرار سازي رابطه مثبت و سازنده با زيرمجموعه ها .
· ادغام كردن آموزش و رهبري در جهت آماده سازي زيرمجموعه ها .
ليدران خوب هميشه جواب تمام سوالها را ندارند , اما تيمي دارند كه با هم مي توانند به تمام جوابها برسند .
فراموش نكنيد : در فوتبال و تجارت , اين مربي است كه به تيم انگيزه مي دهد .
يك ليدر خوب , ترتيبي ميدهد تا در طول كار هر كدام از زيرمجموعه ها كمترين ضرر و بيشترين فايده را ببرند .
آيا شما يك ليدر خوب هستيد ؟
وقتي فرد جديدي را وارد مي كنيد , دقت كنيد تا :
· از كار خود آگاهي كامل داشته باشد .
· انتظارات شغل خود را بداند .
· توانايي برقراري ارتباط با زيرمجموعه هاي ديگر را داشته باشد .
· انگيزه كار خود را درك كرده باشد .
· نيروي خود را جهت موفقيت خود و در نهايت , موفقيت كمپاني به كار ببندد .
منصف باشيد . فراموش نكنيد , هنگامي كه همگان مي دوند زيرمجموعه هايي هستند كه قدمهاي كوچك برميدارند . با انگيزه , شـــــــوق و رابطه ي دلگرم كننده , به آنها كمك كنيد و مطمئن باشيد كه : تيم شما پيروز مي شود .
برای ارتباط با مهراب عزيز (اَبَر ليدر ايران) روي لينك زير كليك كنيد:
اگر خود را شکست خورده بپندارید شکست می خورید.
اگر خود را شکست خورده نپندارید پیروزید .
اگر طالب پیروزی هستید اما فکر می کنید توانایی آنرا ندارید موفق نخواهید شد.
اگر فکر می کنید که می بازید حتما می بازید.
همه چیز به ذهن شما بستگی دارد .
اگر خود را انسانی عاجز و مفلوک می دانید مفلوک و عاجز هستید .
برای رشد کردن باید اوج بگیرید .
برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید .
لزوما قوی ترین ها و سریع ترین ها پیروز نمی شوند. پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود.
پاسخ را باید در خصوصیات شخصیتی اشخاص جستوجو کرد.
ازجمله مواردیکه در لیست رهبران خبره به چشم میخورد ، عبارتند از:
تمرکز (Focus):
چگونه میتوان هوش و حواس خود را روی یک نقطه متمرکز کرد و رهبری کارامد و موثر شد؟ این دری است که با دو کلید باز میشود:
الف) تعیین اولویت
ب) تمرکز
وقت و انرژی خود را چگونه صرف میکنید؟
· 70 درصد بر نقاط قوت خود تکیه کنید.
· 25 درصد دنبال چیزهای نو باشید (رشد یعنی تغییر)
· 5 درصد مراقب ضعفهای خود باشید (هرکسی ضعفی دارد که باید از آن آگاه باشد. راه این است که پیآمدهای آنرا به حداقل ممکن برساند)
گوش دادن (Listening):
رهبر خوب، زیردستان خود را تشویق میکند تا چیزی را به او بگویند که نیاز به داشتن آن دارد، نه چیزی را که خوشایند است. پیتر دراکر، پدر مدیریت آمریکا معتقد است 60 درصد مسائل مدیران، ناشی از ارتباطات غلط است این درحالی است که بیشتر مسائل ارتباطی، ناشی از گوش ندادن است.
در گوش کردن دو منظور دارید:
الف) ارتباط با مردم
ب) باخبر شدن از چیزی که از آن خبر ندارید.
گوش خود را در برابر این اشخاص باز کنید:
زیردستان، مشتریان، رقبا و مرشدان.
شور و شوق (Passion):
در بین عواملیکه راز کامیابی آدمهای موفق را به خود اختصاص دادهاند، نقش شور و شوق و عشق از چیزهای دیگر بیشتر است.
چه چیز باعث میشود آدمهای بهظاهر معمولی به توفیقهای بزرگ دست یابند؟ پاسخ: شور و شوق و عشق.
اگر زندگیتان با عشق و علاقه آمیخته نباشد، کار رهبری تان دشوار میشود. حقیقت این است که نمیتوانید کاری را که به آن عشق و علاقه ندارید به سرمنزل مقصود برسانید.
نگرش مثبت (Positive Attitude):
انسان موفق کسی است که با آجرهایی که بهسوی او پرتاب کردهاند بنای محکمی بسازد. بهمنظور درک بیشتر معنای مثبت بودن، به موارد زیر بیاندیشید:
نگرش شما دست خود شماست: آخرین آزادی ما انسانها این است که نگرش خود را در هر شرایطی، خود انتخاب کنیم.
نگرشتان حاکم بر اعمال شماست: ابزار برنده، نگرش شماست نه استعدادتان.
آدمهای شما آیینهی نگرش شما هستند: به خود شما بستگی دارد که چه کسی را جذب کنید.
· حفظ نگرش خوب از بازیابی آسانتر است.
مشکلگشایی (Problem Solving):
این یکی از جاذبههایی است که صف برندهها را از بهانهگیرها جدا میکند. رهبرانی که در حل مشکلات کفایت و درایت دارند، از پنج صفت برخوردارند:
· مشکلات را پیشبینی میکنند.
· حقیقت را میپذیرند.
· تصویر بزرگ را میبینند: بیشتر افراد موانع را میبینند، کسانی هم هستند که اهداف را میبینند.
· هربار با یک مساله ، روبهرو میشوند: اگر با مسائل فراوانی روبهرو شدید، آنها را یکبهیک حل کنید.
· از اهداف اصلی خود دست نمیکشند.
روابط (Relationships):
مردم وقتی به دانایی شما اهمیت میدهند که بدانند به آنها اهمیت میدهید. توانایی کارکردن با مردم و برقراری ارتباط، پایهی اساسی رهبری موفق و موثر است. چه میتوان کرد که حسن ارتباط برقرار شود؟
با هرکس باید به اقتضای خصوصیات او رفتار شود، نه اینکه تفاوتهای اشخاص دیده نشود (انعطافپذیری رهبران).
- قلب رهبری داشته باشید و مردم را دوست بدارید.
رهبر کسی نیست که ادعای رهبری داشته باشد، رهبران با دیگران احساس همدلی دارند و دلشان میخواهد قدرتهای مردم را ببینند نه ضعفهایشان را.
امنیت خاطر (Security) :
رهبران متزلزل برای خود، زیردستان خود و سازمانی که هدایت آنرا بهدست دارند، خطرناکند، زیرا ضعف یا خطای دیگران را صد چندان میکنند.
بیاموزید! (Teach ability):
اگر به رشد سازمان خود علاقمند هستید، باید هرروز چیز تازهای بیاموزید.
رشدتان میگوید که چه کسی هستید.
اینکه چه کسی هستید، تعیین میکند که چه کسانی را جذب کنید.
اینکه چه کسانی را جذب میکنید، توفیق سازمانتان را رقم میزند.
آینده نگری و قوهی تشخیص (Vision):
آینده از آن کسانی است که امکانات را پیش از آنکه آشکار شوند، میبینند.
آینده نگری برای رهبر همه چیز است، زیرا راه را به او مینمایاند، هدف را ترسیم میکند، آتش درون را شعلهور میسازد و او را به جلو میبرد.
خدمتگزاری (Serventhood):
رهبر واقعی به مردم خدمت میکند و در راه خدمت به مردم هر بهایی را میپردازد. قانون تفویض اختیار میگوید که فقط رهبران استوار و برخوردار از امنیت خاطر هستند که به دیگران قدرت و اختیار میدهند، اینهم درست است که فقط رهبران برخوردار از احساس امنیت هستند که از در خدمتگزاری وارد میشوند.
صداقت (Honesty):
اقدام (نه فقط حرف) که نمایانگر صداقت، اعتماد، عدالت، اخلاقیات و استانداردهای بالای اخلاقی و در واقع نشانههای حیاتی یک رهبر خوب است. توماس جفرسون میگوید: زمانیکه کاری انجام میدهید، گرچه ممکن است جز برای خودتان آشکار نشود، از خود بپرسید اگر همهی نگاهها به سمت کار من باشد، چگونه عمل میکنم؟ کارکنان همیشه درحال نگاه کردنند و رهبران واقعی کار درست را انجام میدهند.
توانایی و قابلیت (Competence):
این ویژگی مواردی ازقبیل هوش و ذکاوت، دانش، آموزشهای رسمی، حتی تجربه را دربردارد. عملکرد و نتایج مطلوب در موقعیتهای مختلف و با تیمهای مختلف، نمایانگر وجود توانایی و شایستگی است.
پاداش و شناخت (Recognition & Rewards) :
نقل قولی از شهریار نوشتهی نیکولو ماکیاولی است که میگوید: یک رهبر باید نشان دهد که طرفدار استعداد و در واقع شناخت افراد بااستعداد و محترم شمردن آنهایی است که در هنرهای خاص عالیترینند. یک رهبر واقعی در عملکرد، عالیترین است. یک رهبر میتواند پاداش پرسنل را با سؤال کردن از خود آنها تعیین کند، این امر اثربخشی بالایی دارد.
مسوولیت (Responsibility):
هر توفیق بزرگی ایجاب میکند که مسوولیت بپذیرید. در تحلیل نهایی، صفت مشترک همهی آدمهای موفق، توانایی آنها در قبول مسوولیت است. نگاهی میاندازیم به صفات اشخاصی که مسوولیت را میپذیرند:
کار را انجام میدهند: اگر خواهان توفیقی بیشتر و برانگیختن حس احترام پیروان خود هستید کار را از خود بدانید، خواهید دید که تا کجا پیش خواهید رفت.
از هیچ کاری روی برنمیگردانند: آدمهای مسوول، لب به اعتراض نمیگشایند، نمیگویند این کار، کار من نیست. آنها هر کاری را که پیش آید انجام میدهند تا کار سازمان راه بیافتد.
تعالیخواه هستند: اگر کمتر از توان خود کار کنید دچار فشار روحی میشوید، هدف خود را متعالی بگیرید، احساس مسوولیت خودبهخود ایجاد خواهد شد.
در هر شرایطی کار خود را به نتیجه میرسانند: اگر سودای رهبری در سر دارید، باید عملکرد خوبی نشان دهید
با تشکر از احمد و وبلاگ کوئست یزد
خوشبختی زمانی حاصل می شود که شما
به کاری که انجام می دهید اعتقاد داشته باشید،
آن را خوب بشناسید و دوست داشته باشید.
برایان تریسی
با تشکر از کوئسترجوان
اولی گفت : من صلح هستم ! با وجود اين هيچ کس نمی تواند مرا برای هميشه روشن نگه دارد . من معتقدم که از بين می روم . سپس شعله اش به سرعت کم شد و از بين رفت .
دومی گفت : من ايمان هستم ! با اين وجود من هم ناچاراٌ مدتی زيادی روشن نمی مانم . بنابراين معلوم نيست که چه مدت روشن باشم وقتی صحبتش تمام شد نسيم ملايمی بر آن وزيد و شعله اش را خاموش کرد .
شمع سوم گفت من عشق هستم ! و آن قدر قدرت ندارم که روشن بمانم مردم مرا کنار می گذارند و اهميت مرا درک نمی کنند آنها حتی عشق ورزيدن به نزديکترين کسانشان را هم فراموش می کنند و کمی بعد او هم خاموش شد .
ناگهان ...
پسری وارد اتاق شد و شمع های خاموش را ديد و گفت :
چرا خاموش شده ايد ؟ قرار بود شما تا ابد بمانيد و با گفتن اين جمله شروع کرد به گريه کردن ، کرد .
سپس شمع چهارم گفت : نترس تا زمانی که من روشن هستم می توانيم شمع های ديگر را دوباره روشن کنيم . من اميد هستم !
کودک با چشمهای درخشان شمع اميد را برداشت و شمع های ديگر را روشن کرد .
چه خوب است که شعله اميد هرگز در زندگيتان خاموش نشود .
هر يک از ما می توانيم اميد ، ايمان ، صلح و عشق را حفظ و نگهداری کنيم.
توجه: در مطلب قبلي هم توضيح داده شد که اگر نتوانيد کارتان را معرفي کنيد؛ کسي شما را جدي نميگيرد و ممکن است که افراد زيادي را فقط به خاطر اينکه خودتان نميتوانيد کار را معرفي کنيد؛ از دست بدهيد .
۲- ميتوانيد به رشد سازمان ديگران(زير گروه هاي خودتان) هم کمک کنيد. چون افراد در بدو ورود نميتوانند خودشان کارشان را معرفي کنند و شما به عنوان سرگروه ميتوانيد کمک کنيد. اين حرفه اي است که بايد بهايش را پرداخت و بخشي از اين بها ، کمک به زيردستان است و اين گام اول موفقيت است. با اين کار زيردستان شما که مجموعه شان رشد کرده است؛ شوق بيشتري براي آموزش خواهند داشت از طرفي ايشان با ميل بيشتري به آموزشهاي شما توجه و آن را قبول ميکنند چون شما به ايشان کمک کرده ايد .
۳- مهمترين دليل اين است که شما ميتوانيد به ديگران روش صحيح معرفي را آموزش بدهيد. اگر فقط شما معرفي کردن را بلد باشيد بعد از مدتي بايد عملاً در مقابل هزاران نفر قرار بگيريد و اگر شما مدتي نباشيد مثلا بيمار شويد و بخواهيد استراحت کنيد ، مجموعه شما هم رشد نخواهد کرد و چون نميتوانيد جوابگوي هزاران نفر باشيد. پس به زودي شکست خواهيد خورد و به قول معرف ميسوزيد . آزمون موفقيت يک سازمان اين است که وقتي شما نيستيد هم درست عمل کند .
معرفي کار به شما اين امکان را ميدهد که با هزاران نسل ، يک ديدگاه جهاني پيدا کنيد. اگر مرتب آموزش بدهيد ، افرادي را خواهيد ديد که مثلاً در کاليفرنيا زندگي ميکنند اما زيرمجموعه شما هستند پس ميتوانيد دنيا را در زيرمجموعه خودتان داشته باشيد و يا سازماني داشته باشيد که تا ايالات متحده و انگلستان، پيشروي کند .
پس دانستن روش معرفي کافي نيست بلکه بايد به آن مسلط شويد.
معرفي موفق داراي خصوصيات زير است :
۱- پيش از معرفي کار بايد مقدماتي فراهم کرد و خود معرفي بايد در مکان و زمان مناسب باشد و جو آنجا درنظر گرفته شود. از معرفي کار به بيش ۲ نفر در يک مکان و زمان خودداري کنيد .
۲- بايد از معرفي کار در مهمانيها، ساعت نهار و استراحت، جلسات با تعداد بالا، مراسم رسمي مثل مراسم مذهبي و ختم، کلوپها، جلسات ماهانه فرهنگي، منزل يا دفتر کار ديگران خودداري کرد. البته ميتوانيد به محل کار دوستتان برويد اما به او بگوييد که اينجا خيلي شلوغ است اگر مايل هستي برويم کافي شاپ يک قهوه هم مهمان من باش و آنجا کار را معرفي کنم .
۳- قبل از دعوت دوست يا آشنايتان ، خيلي رو راست بگوييد که يک قرار کاري هست .
۴- جلسات معرفي را فقط با چاي و بيسکويت برگزار کنيد و از پذيراييهاي پرخرج خودداري کنيد چون ممکن است که مشتري فکر کند که او هم مجبور خواهد بود همين کار را براي مشتريانش انجام بدهد .
۵- قبل از معرفي کار با او قرار بگذاريد و هرگز بيمقدمه او را به جلسه نياوريد. از تلفن ميتوانيد براي قرار گذاشتن استفاده کنيد اما هرگز کار را از پشت تلفن معرفي نکنيد. پس تلفن براي دعوت به آشنا شدن کار بدون هيچگونه توضيح جانبي و تا ميتوانيد حس کنجکاوي او را برانگيخته کنيد و به هيچ وجه کار را به او از پشت تلفن معرفي نکنيد .
وظیفه شما در هنگام پیگیری کردن
1- ملموس کردن سود این سیستم و حقیقی بودن این سیستم
2- جواب دادن به سوالات افراد
که هر دو اینها رابطه مستقیم دارند با
Shift Their Mind
عوض کردن نگرش آنها
روشی موثر برای انجام وظایف شما در پیگیری
با دقت به حرفهای افراد گوش دهید مهم نیست که چند بار همان صحبت را شنیده باشید(برایان تریسی)
با دقت به صحبتهای او گوش دهید در هنگام گوش دادن سر تکان بدهید و خود را از نظر فیزیکی به سمت او ببرید با اشتیاق نه به دروغ با این کار او را ترغیب می کنید که او هم به طور کامل به صحبتهای شما گوش بدهد این کاربه شما کمک می کند تا بتوانید بهتر به سوالات او جواب دهید چون می دانید که مشکل او کجاست
بعد از پیدا کردن سوالات فرد باید فکر کنید که بهترین روش برای جواب دادن و تاثیر گذاشتن بر او چیست با توجه به خصوصیات رفتاری او توجه کنید که با فرد وارد مشاجره نشوید حتی اگر صاحب نفوذ هستید یادتان باشد شما کسی را مجبور به انجام کاری نباید بکنید تصمیم گیر نهایی اوست اورا متوجه این موضوع بکنید
سوال کردن از طرف شما به او نشان می دهد که شما به صحبتهای اوگوش داده اید با این کار او را متوجه می کنید سوالات و صحبتهای بی معنا نکند چون او می داند شما به دقت به صحبتهای او گوش می دهید
ایراد و سوالات افراد به معنی این است که اطلاعات شما کافی نبوده یا روش انتخابی شما غلط بوده و بر او تاثیر نگذاشته می توانید اگر میدانید که هر دو قسمت را به طور کامل انجام داده اید برای رفع این کار میتوانید جواب سوالات افراد را در چندین بار به طور کامل توضیح دهید مراقب باشید با این کار در او حس نخوشایندی ایجاد نکنید( بگویید این فکر کرده من احمق هستم و همه چیز رو دیر میگیرم)
اگر از صحبت کردن اومتوجه هدف نهایی او نمیشوید به زبان بدن او نیز توجه کنید
در صحبتهای او نپرید وقتی شما در صحبتهای طرف مقابل میپرید بجای جواب دادن به سوالات و ایرادات او به ایرادات او ایراد گرفته اید و سوالی تازه همراه با لج بازی برایش ایجاد کرده اید
اگر به شما اعتماد ندارد بهتر است
Feel-Felt-Found
را از سمت یک نفر دیگه انجام دهید یعنی به جای اینکه بگید ==احساس تون رو درک میکنم من هم این حس رو داشتم ولی میدونید چی کار کردم بگید میفهم چی میگید فلانی هم همین حس رو داشت اما بعد متوجه شد که...
برای ایجاد انگیزه در افراد بی انگیزه بیرون کشیدن اهداف او است درمیان گذاشتن اهداف وگفتن مزیت آنها بهترین راه برای بیرون کشیدن اهداف افراد است
وقتی اهداف خود را برای دیگران بازگومیکنید به او هم جرات میدهید تا خود او هم درباره اهداف خود صحبت کند این کار باعث از بین رفتن ترس از خواستن اهداف بزرگ است
در تمام مراحل باید صداقت را داشته باشید و چیزی را به دروغ بیان نکنید چون تاثیر کاملا عکس دارد(صداقت در کار در همه جا به فریادتان میرسد)
از کجا بهمیم که این طرح هرمی نیست
یکی از ملاکهای تشخیص طرح های هرمی از دیگاه جرالد پی نهرا و جفری بابنر
یک فرصت قانونی در بازاریابی شبکه ای دارای یک سیستم جبرانی بر پایۀ فروش کالا است و نه عضویت اعضای جدید . اگر پول برای عضویت فروشندگان جدید به جای فروش کالا پرداخت شود بیزینس به نظر یک طرح هرمی می باشد .
طرح هرمی هیچ فرقی نمی کنه که یک سیستم جبران Binary باشه ، Hybridباشه ، Matrix باشه یا breakaway . موضوع اینه که اولا محصول فروخته بشه اون هم محصولی که با توجه به قیمت بازار قیمت گذاری شده باشه نه بیشتر . ثانیاً به افراد اینگونه القا نشه که می تونن از این کارراحت به ثروت برسن .
کثرت جمعیت جوان ما در اینجا عامل منفی نیست؟
کاملا درست است. جوان بودن جمعیت ما در صنعت IT کاملا به نفع ما است و در مفاهیمی مانند بازاریابی شبکه ای برگ برنده محسوب می شود. این نوع تجارت بیشتر توسط جوان ها انجام می شود. وقتی می گوییم 20 درصد جمعیت جوانان ما در سال 1390 بیکار خواهند بود بسیار رقم نگران کننده ای است و برای هر کشوری می تواند معضل امنیتی ایجاد کند. در دنیا 4 تا 5 درصد بیکاری را مشکل اقتصادی می دانند اما وقتی از این عدد به بالا رفت دیگر یک معضل امنیتی است و باید انواع راهکارهای مختلف برای اشتغال آنها را شناسایی و از آنها استفاده کنیم.
پولی پرداخت کردهاند که خورده شده باشد؟
خیر، تاکنون سابقه نداشته که کسی پولی را به شرکت گلدکوئست پرداخت نماید و خورده شده باشد و قطعاً اگر این اتفاق در آینده بیفتد باز هم اکنون قابل بحث نیست؛ چون ما حق نداریم کسی را قصاص قبل از جنایت کنیم. هر چند که بیمهی شرکت و تضمینها و اعتبارات بالای شرکت در سطح جهان، احتمال این کار را به حد صفر رسانده است .و آنهای که همچین ادعای را دارند این کلاه برداریها از سوی مردم بوده نه کمپانی
با پولی که برای این کار، هزینه کردهاند میتوانستند شغل پردرآمدتری داشته باشند:؟
اولاً حیف است که از عبارت «هزینه» استفاده کنم؛ بهتر است بگویم «سرمایهگذاری» اما با این فرض که شخصی، پس از ورود، حتی یک سنت هم دریافت نکند باز هم سود این کار از خیلی کارهایی که میتوانست انجام دهد بیشتر است. مثلا سکهای با مبلغ ۵۷۰ دلار یا ۵۰۰ هزارتومان خریدهاید. اگر ۵۰۰ هزارتومانتان را در کاری سرمایهگذاری میکردید که ماهیانه، ۱۰٪ سود هم عاید شود (که چنین کاری به ندرت پیدا میشود!) پس از ۳سال، یک میلیون و هشتصد هزار تومان سود میکنید. البته کاری با تورم سه سال آینده و کم شدن قدرت خرید پولتان در سه سال آینده ندارم! در حالی که یک سکهی کلکسیونری گلدگوئست، با گذشت سه سال، معمولاً ارزشی به مراتب بیشتر پیدا میکند(آن هم به دلار!) و همهی این فرضها بر این است که اشخاص تازه وارد، هرگز نتوانند زیر مجموعهی خودشان را تشکیل بدهند
آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که همهی مشتریان آن سود میکنند ؟
خیر، البته مشتریان گلدکوئست چنانچه فعال باشند؛ پس از مدتی، سود قابل توجهی میکنند؛ مثلا تا سقف ۱۵۰۰۰ دلار در هفته، اما همیشه و در همهی مشاغل، عدهای هم وجود دارند که به دلایل مختلفی مثل جدی نگرفتن کار، تنبلی، آموزش اشتباه و ... به آن سود مطلوب نمیرسند. و اصولا سود خوب دلیل کافی برای مفید بودن کار نیست اصولا هر کاری، استراتژیهای خاص خودش دارد و چنانچه رعایت نشوند؛ نه تنها موفقیتآمیز نیستند؛ بلکه میتوانند برای دیگران نیز مضر و خطرناک شوند
آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که این کار با بازاریابیهای سنتی تفاوت دارد و بیشتر افراد به انگیزهی کسب درآمد، جذب این سیستم میشوند ؟
خیر، البته این کار با بازاریابیهای سنتی، خیلی فرق دارد. و ممکن است که افراد به انگیزهی کسب درآمد، جذب این سیستم شوند همانطور که خیلیهای دیگر به انگیزهی کسب درآمد؛ جذب هر نوع صنف دیگری هم میشوند. و اصولا انگیزهی کسب درآمد، مفید است اما گفته شود که برخی افراد، شاید تمایل چندانی به خرید خود سکه نداشته باشند و عمدهی اهدافشان، همان کسب درآمد باشد. همانگونه که نیت و انگیزهی اصلی مردم، در سپردهگذاری قرضالحسنهی بانکها، باید ثواب و فیض مذکور در آیهی «من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا» باشد وگرنه سپردهگذاری دیگری را(که سود هم دارد) انتخاب میکنند. اما در عمل کسی چندان به فکر اجر معنویاش نیست و البته تبلیغات خود بانکها نیز تاکیدی بر اجر معنوی ندارد بلکه هدف بیشتر مردم، و همینطور فشار تبلیغاتی بانکها، بر برنده شدن مرسدس بنز الگانس، خودروهای پژو و سکههای بهارآزادی و میلیاردها ریال جوایز نقدی و غیر نقدی است(که آنهم خدا میداند به کی میرسد!!) یا انگیزهی خرید محصولات خوراکی فلان شرکت و نگه داشتن درب قوطی نزد خود! البته در گاوصندوق!!(با کمال استفاده از موقعیت متبرک شدهی جغرافیایی-مذهبی شرکت!) به جای خرید محصولات با کیفیتتر از شرکتهای قدیمیتر و بهتر، آیا به خاطر کیفیت خود محصول است؟ و آیا نیت خیلیها از خرید کارت ارمغان بهزیستی(لاتاری سابق) کمک به دیگران است؟ و خیلی سوالات دیگر! اما با این روشها، جهت سرمایهگذاری یا خرید یک محصول، ایجاد انگیزه میشود ولو من نوعی، اگر جوایز نبود هرگز سراغشان نمیرفتم.

Aulis Juhana Makitalo - Chairman of the Board
آقاي آليس يوهانا ماکيتالو- رئيس هيئت مديره

Vijay Eswaran - Managing Director
آقاي ويجي اسواران – مدير داخلی

Kurt Georg Rocco Rinck - Director for Systems Integrity
آقاي کورت جورج روکو رينک- مدير امنيتی

Jose Salvador Fabregas – Director for Business Development
آقاي خوزه سالوادر فابريکاس – مسئول توسعه وپيشبرد تجارت

Joseph Bismark - Director for International Network Management
آقاي جوزف بيسمارک – مسئول روابط بين المللی

TG Kintanar – Director for EDP / Research and Development
آقاي تي جي کينتارا – مسئول بخش تحقيق و توسعه

Donna Marie Imson - Director for Training & Development
خانم دونا ماري ايمسون – مسئول امور آموزشی

Royce Lane - Director for Legal Affairs
آقاي رويس لن- مسئول امور حقوقی

Richard Zinkiewicz – Director for Finance
آقاي ريچارد زينکيويچ - مسئول امور مالي و سرمايه گذاری
براي موفقيت در تجارت گلدکوئست ، جلسه هر فرد با خودش ، موثرترين جلسه اوست. تا روي کار خودش تمرکز کند و بپرسد: «الان در کجاي اين کار قرار دارم؟» به قسمتهايی از CD يک آموزشي اشاره ميکنم.
هشت دليل براي شکست افراد در اين حرفه وجود دارد :
۱- جدي نگرفتن کار: فکر ميکنند که اين يک کار موقت است يا کار کسانيست که شغل ديگري ندارند که انجام بدهند . اما بايد توجه داشته باشيم که چيزي به نام تجارت موقت نداريم ! بلکه تاجر موقت داريم ! اغلب کار را جدي نميگيرند چون همه فکر ميکنند که براي راه اندازي يک تجارت موفق نياز به سرمايه بالايي دارد . خيليها ميگويند امتحان ميکنم اگر خوب از آب درآمد آن را جدي خواهم گرفت . داشتن چنين چهارچوب ذهني مثل اين است که يک تاجر بگويد که من در يک نانوايي سرمايه گذاري مي کنم اگر خوب بود سپس آن را جدي ميگيرم . پس اول بايد جدي گرفت و بعد بايد پول درآورد .
بهترين کود براي يک مزرعه جاي پاي دهقان است . يعني بايد در آن مزرعه قدم بزند و کار کند و شخم بزند و آبياري نمايد .
۲- شک (Doubt): آفت اين تجارت است . اين کار ايمان ميخواهد .(مثل هر کار ديگري) در اين کار با وجوديکه هنوز خودتان چکي نگرفته ايد به خاطر اينکه طرح را ديده ايد ، حس کرده ايد ، شاهد موفقيت ديگران بوده ايد ، سپس ايمان آورده ايد .
به افراد تازه کار هشدار بدهيد که از منفي بافان و رويادزدان دوري کنند . وارد مشاجره نشويد مگر آنکه شما صاحب نفوذ باشيد و :
واقعا از منفي بافان دوري نماييد
اين افراد در حقيقت با منفي بافي خود ميگويند: تو چطور به خودت جرئت ميدهي فکر کني که ميتواني برتري داشته باشي درحاليکه مثل ما هستي ؟
در عوض به افرادي نزديک شويد که عاشق اينکار هستند. بعد از يک مدت ، همه افرادي که به شما ميگفتند «نــه!» وقتي موفقيتهاي شما را ببينند ، به شما نگاه ميکنند و ميگويند که کار خوبي است .
(توضيح اينکه: دوري از منفي بافان خيلي جاهاي ديگر هم توصيه شده است. مثلا در تعليمات مذهبي به مردم کم اطلاع گفته ميشود که از کفار دوري کنيد و کتابهاي ضاله را نخوانيد اما از افراد عالم و صاحب نفوذ ميخواهند که برعکس بياييد و با کفار بحث کنيد . پس بايد دقت کرد که وارد مشاجره نشويد مگر آنکه شما صاحب نفوذ باشيد)
به جاي دلسرد شدن به موفقيت فکر کنيد. به باور فکر کنيد و بگوييد چرا فلاني ، موفقيت را درک نکرد . اگر شما را پس زدند به دليلش فکر کنيد .
شما معيار اصلي شبکه خودتان هستيد و چه بخواهيد و چه نخواهيد روي آن شبکه نفوذ داريد . پس هر چيز منفي را به سمت بالا و هر چيز مثبتي را به سمت پايين هدايت کنيد و خيلی مهم است (Negative UP & Positive Down)
(اگر زيرمجموعه هايتان شما را منفی ببينند ، اين منفی و نااميد بودن شما به زيرمجوعه تان duplicate ميشود . آنها هم زير مجموعه هايشان را دو برابر نا اميد ميکنند)
۳- کساني که براي آموزش ديدن در اين تجارت وقت نميگذارند: براي موفق شدن در اين رشته بايد تمام جوانب آن را مطالعه نمود. هر چه بيشتر بدانيد ، مسلطتريد . تا آنجايي که ميتوانيد در مورد شرکت چيز ياد بگيريد. مثلا: چرا شروع به کار کرده؟ ... چرادر هنگ کنگ؟ ...مديرانش چه کساني هستند؟ ... چطور توانست با ضرابخانه سلطنتي استراليا همکاري کند و ۳۰۰۰ شرکت در حال حاضر در دنيا از اين طريق فعاليت ميکنند .
هر چه بيشتر بدانيد اعتماد به نفستان بالا ميرود. پس خود را از منافع و امتياز آگاهيها محروم نکنيد .
۴- فکر ميکنند که اين کار ، راه سريعي براي پولدار شدن است: اگر يک سازمان بزرگ با چکهاي بزرگ ميخواهيد؛ بايد يکسري فداکاريهايي هم انجام بدهيد . مثلا از چند تفريح و مهماني و ... چشمپوشي کنيد. بايد بهاي موفقيت در اين کار را حساب کرد .
در اين کار بايد ديگران را براي ليدر شدن پرورش داد و اين کار زمان ميبرد. پس اين حرفه پولدرار است (۱۰۰٪) اما نه به سرعت !
۵- خيليها هستند که تمرکز ندارند: تمام افراد موفق تمرکز دارند . قانون اول مبارزه میگوید که تمرکز همان قدرت است. Levi Strauss با دوخت شلوار جين به همه جا رسيد و فقط جين توليد کرد. البته به تازگي پيراهن هم دوخت اما بعد از حدود ۱۳۰ سال توليد جيـن! چيز زيادي بلد نيست درست کند اما جين را خوب بلد است !
۶- نميدانند که چطور ديگران را پرزنت کنند: اگر نتوانيد کارتان را معرفي کنيد ، کسي شما را جدي نميگيرد . اگر مشتري خودتان را بياوريد در جلسه بدون آنکه خودتان بتوانيد معرفي کنيد ، فکر ميکند که شما کار را جدي نگرفته ايد . البته قرار نيست که همان اول بتوانيد معرفي کنيد اما بعد از چند ماه بايد بتوانيد و اگر بتوانيد ، مشتري ميداند که شما کار را جدي گرفته ايد .
پس چگونگي معرفي کار را ياد بگيريد و آموزش بدهيد .
۷- آينده را نگاه نميکنند(فقدان آينده نگري): يعني فقط امروز را ميبينند . وضع مجموعه را در ۶ ماه آينده در نظر بگيريد . آينده شما در آينده بستگي به کارهايي دارد که در آينده انجام ميدهيد يا نه ؟
۵ سال ديگر بالاخره ميرسد چه امروز به فکرش باشيد و چه نباشيد . آينده به شما خيره شده است . شما ميخواهيد چه کار کنيد ؟
۸- کسي که شکست ميخورد بينش ندارد: به آدمهاي بدون بينش اميد نبنديد . بدون بينش انسان از بين ميرود . بينش انسان را به تکاپو وا ميدارد . بينش به انسان جسارت ميدهد . بينش کاري که هر روز انجام ميدهيد را متنوع ميکند . اگر ميخواهيد در کاري موفق بشويد اول مشحص کنيد که هدفتان چيست و چه چيزي را هدف گرفته ايد ؟
1- هزینه تبلیغات برای کمپانی صفر است.
کمپانی در کل جهان و در 136کشور مشغول یه فعالیت می باشد و دارای 10 نمایندگی و 9بندر آزاد برای پاسخ به سوالات و راهنمایی میباشد ولی هیچ تبلیغی در مورد کار در هیچ روزنامه و مجله ویا تلویزیونی انجام نداده است و تبلیغات فقط توسط افراد و بصورت کلامی است.بسیاری از شرکتها ماهانه هزینه های هنگفتی را برای تبلیغات به رسانه ها پرداخت می کنند که شرکت ناگزیر است این هزینه را به طریقی جبران کند. چگونه؟ یک راه بیشتر وجود ندارد و آن این است که آن شرکت روی هرکدام از محصولاتش مبلغی را به قیمت آن محصول اضافه کند تا این هزینه جبران شود و در حقیقت من و شما که خریداریم این هزینه تبلیغات را برای شرکت فراهم می کنیم نه شرکت سازنده محصول.
2- خواب سرمایه صفر است.
در حالت عادی تولیدکننده کالاها را معمولا به صورت امانی (مثلا در قبال چک )در اختیار عامل توزیع قرار می دهد تا پس از فروش سهم تولیدکننده را پرداخت کند و در نتیجه معمولا وجه مربوط به تولیدکننده ظرف یک تا سه ماه نقد می شود در حالی که در بازاریابی شبکه ای تولیدکننده ابتدا دریافت نقدی دارد و سپس کالا را در اختیار خریدار می گذارد که این مسئله علاوه بر منافع اقتصادی ریسکهای مختلف ناشی از فروش امانی را نیز از بین می برد.
3-وارد کردن سرمایه به چرخه اقتصادی
در این سیستم شما ابتدا پول را به کمپانی می دهید و بعد محصول را بعد از یک زمان معین تحویل میگیرید.در این فاصله کمپانی سرمایه شما را وارد چرخه اقتصادی و سرمایه گذاری های مختلف می کند واین کار توسط مجربترین و کار آمد ترین بازاریابها و متخصصین امور اقتصادی صورت میگیرد.
4-هزینه مکان و افراد صفر است.
کمپانی افراد را بصورت کارمند استخدام نمی کند از طرفی برای کسانی که وارد این سیستم می شوند محل بخصوصی را نیز برای فعالیت اجاره نمی کند،در اصل این شیوه نیاز به مکان و جای مخصوصی ندارد. بعضی از کمپانی ها را در نظر بگیرید که در هر شهر یک یا چند نمایندگی ایجاد کرده اند،بدین معنی که یک مکان را برای نمایندگی خریداری کرده اندو افرادی را برای کار در نمایندگی استخدام کرده اند که باید به آنها حقوق و دستمزد بدهند و آنها را بیمه کنند . همه این موارد در صورتی است که هیچ تضمینی برای فروش محصول شرکت وجود ندارد و شرکت در صورت ضرر کردن نیز باید این هزینه ها را بپردازد. اما در این سیستم هیچ یک از این هزینه ها وجود ندارد و شرکت در ازای فروش محصولات به افراد پورسانت می دهد.
5-پرداخت سود با داشتن تعادل
شرط پرداخت پورسانت داشتن تعادل 3-3 است و فرد تا زمانی که دو بازوی خود را متعادل نکند
6-عوارض گمركی برای این شرکت صفر است
شرکت گلدکوئست در برج عظیم تجارت جهانی در هنگ کنگ در British Vergin Island واقع شده است که هیچ مالیات و گمرکی را شامل نمی شود.
No one can go back and make a brand new start
anyone can start from new and make a brand new
ending.
هیچ کس نمی تواند به عقب بازگردد و از نو شروع کند
اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان
تازه ای داشته باشند .
بسمه تعالي
8 راهكار اجرايي براي موفقيت در نتورك ماركتينگ
Network Marketing
در مباحث مرتبط با مديريت تغيير، افراد را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: آنهايي كه در برابر تغييرات مقاومت ميكنند و آنها كه تغييرات را ميپذيرند. تجربه ثابت كردهاست كه افراد موفق در دسته دوم جاي دارند. آنها نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلكه براي روبرو شدن و پاسخ دادن به تغييرات كاملاً آماده هستند. اگر شما 8 مورد كــــــاربردي كسب و كار نتورك ماركتينگ را به كار ببريد، كارهايتان را سادهتر، سودتان را چند برابر و احتمال موفقيت خود را افزونتر خواهيد كرد. اين درسها بر اساس سالها تحقيق و تجربه عملي صدها نتوركر در تمامي نقاط جهان است كه به درجات بالايي از موفقيت بي سابقه رسيده اند:
1 - خودتان را بشناسيد(Self Consciousness): علايق، مهارتها، تواناييها، ضعفها، قوتها و محدوديتهاي خود را بشناسيد. براي اينكه يك نتوركر در كسب و كار خود موفق شود، از خودگذشتگيهاي بسياري لازم است و شما بايد خود را آماده كنيد. بايد با ديدي بيطرفانه نگاه دقيقي به تمامي نقاط قوت و ضعف خود بيندازيد. تحليل درستي از شخصيت خود داشته باشيد و خود را آنگونه كه واقعا هستيد بپذيريد. خيلي از افراد تنها به دليل آنكه نميتوانند نقاط ضعف خود را تشخيص دهند از رفع آنها عاجزند، درحاليكه درصورت شناخت درست از خود ميتوانند نقاط ضعفشان را رفع و حتي به نقاط قوت تبديل كنند. ضعفهاي خود را ليست كنيد و براي رفع آنها مطالعه و برنامهريزي داشته باشيد. حتي در برخي موارد ميتوانيد از نظرات مشاورين مرتبط نيز بهرهمند شويد. قوتهاي خود را نيز ليست كنيد و براي حفظ، تقويت و اعتلاي آنها مطالعه و برنامهريزي داشتهباشيد. مطالعات خود را در زمينه خودشناسي افزايش دهيد، در جلسات مربوط به اين زمينه حتما شركت كنيد و نكاتي را كه فرا ميگيريد در عمل پياده كنيد.
2 - برنامه رو به جلو داشته باشيد(Business Plan): از ديدگاه صاحبنظران، اصليترين دليل 80 درصد شكستها در هر كسب و كاري، طي پنج سال نخست، معمولاً پول نيست. بلكه فقدان اطلاعات و دانش صحيح و نداشتن برنامه است. رمز موفقيت شما در اين است كه بدانيد چگونه مي توان با اجراي يك برنامه تجاري(Business Plan) موثر، تصميمات صحيح گرفت. در تهيه اين برنامه حتما نظرات راهبرانتان را نيز جويا شويد و از تجربيات مثبت و منفي آنها در اين تجارت بهره بگيريد. يكي از مزاياي اصلي اين تجارت همين تجربيات همكارانتان است كه بصورت رايگان و بي منت در اختيار شما قرار ميگيرد. در تهيه برنامه خود به اصل قرار گرفتن در مرز محافظهكاري و رويا پردازي توجه كنيد. بعبارت ديگر مراقب باشيد از هيچكدام از دو لبه پشت بام پرت نشويد.
3 – صنعت(Business) خود را بشناسيد: شما نميتوانيد يك پزشك، مهندس، تاجر، مدير، آرايشگر و .... موفقي باشيد بدون آنكه در زمينه تخصصي خود اطلاعات كافي داشته باشيد. بنابراين اطلاعات خود را درباره اين صنعت ( نتورك ماركتينگ)، تجارت الكترونيك، بازاريابي، مديريت و ... هميشه افزايش دهيد و خود را بروز نگه داريد. سلاح اصلي يك نتوركر در مواجهه با مخالفان و سئوالات (Objections)، اطلاعات است. شما با داشتن اطلاعات كامل و بمباران اطلاعاتي اين افراد، آنها را عملا خلع سلاح خواهيد كرد. در حال حاضر يكي از معيارهاي اصلي افرادي كه تصميم به فعاليت در اين صنعت ميگيرند و براي فعاليت با بيش از يك پيشنهاد مواجه ميشوند، ميزان اطلاعات و دانش راهبران گروهها در مورد اين صنعت است. هرچه شما در مواجهه با اين افراد اطلاعات بيشتري داشته باشيد و آن را به رخ آنها بكشيد در اثر گذاري برروي تصميم و انتخاب آنها موفقتر خواهيد بود.
4 – مشتريان(Customers) خود را درك كنيد: افراد حاضر در ليست شما مشتريان شما در اين صنعت هستند. بر مشتريان بالفعل ( زير مجموعههايتان) و بالقوه (افرادي كه در آينده وارد مجموعه شما خواهند شد) تمركز داشته باشيد. به نيازها، خواستهها، مسائل و مشكلات آنها توجه كنيد. به آنها كمك كنيد تا بر مشكلاتشان فائق شوند و در مسير درست حركت كنند. هميشه در دسترس باشيد و به آنها اطمينان دهيد كه هميشه به فكر آنها هستيد و واقعا هم اينگونه باشيد. اوقات تنهايي خود را به انديشيدن در خصوص آينده كاري و برنامههايي كه براي افرادتان داريد صرف كنيد. با دوستانتان، همكاران، خويشان و ... كه هنوز وارد مجموعه شما نشده اند ارتباط مناسبي برقرار كنيد. معمولا در دومين يا سومين سئوال از شما، اوضاع كاريتان را از شما خواهند پرسيد. با اشتياق و آب و تاب فراوان از موفقيتهايتان، وروديهاي اين هفته، پورسانتها، برنامههاي تفريحي، فعاليتهاي گروه و ... بگوييد. در رفتار با دوستاني كه پرزنت شدهاند ولي به شما جواب رد دادهاند خيلي با احتياط عمل كنيد. آنها نبايد برداشت كنند كه اين كارشان باعث دلخوري و سرخوردگي شما از وي شدهاست، بلكه اين احساس را بايد منتقل كنيد كه آنكه ضرر ميكند اوست نه شما، چون به يك فرصت كاري طلايي نه گفته است.
5 - روشهاي رهبري(Leadership) سالم را به كار ببريد: نكتهاي كه هيچ وقت نبايد فراموش كنيد اين است كه شما مدير سازمانتان(شبكه خود) نيستيد بلكه راهبر شبكه خود ميباشيد. با فكر و اراده مجموعه خود را از بالا تا پايين اداره كنيد. شما بايد در تصميمات خود، به نظرات مشتريان (افراد زيرمجموعه) اهميت بدهيد، منابع و زمان را مديريت كنيد، و بدانيد كه چگونه تجارت كرده و كسب و كار را به بهترين وجه ممكن اداره كنيد. از تلاشهاي افراد زير مجموعه خود قدرداني كنيد، آنها باارزشترين سرمايه شما در اين صنعت هستند. با مديران سازمانتان (راهبران فعال زير مجموعهتان) در تصميمگيريها مشورت كنيد (مديريت مشاركتي) و از خودرايي و استبداد مديريتي دوري كنيد. برقلبها مديريت كنيد نه بر فيزيك و اجسام. فنون نوين مديريت و رهبري را بياموزيد و در سازمان خود پياده كنيد. كتابهاي حاوي خاطرات مديران و رهبران موفق و مشهور را مطالعه كنيد و تجربيات آنها را شبيهسازي نموده و به طرز صحيحي در شبكه خود پياده كنيد.
6 - تصوير و ذهنيت(Image) ممتاز خود را توسعه دهيد: تصوير و ذهنيتي كه شما ايجاد مي كنيد بسيار مهم است و تمامي حوزه كسب و كارتان را به هم متصل ميكند. درست يا غلط، تصويري كه شما از خود در ذهن افراد ديگر ساختهايد ممكن است باعث بهبود يا تضعيف موقعيت شما در اين تجارت شود. تمام تلاش شما در اين كسب و كار بايد بر اين امر استوار باشد كه در نگاه افراد زير مجموعهتان به عنوان يك راهبر قابل اتكا، قدرتمند، با دانش، با احساس مسئوليت قوي، انعطاف پذير، خوش برخورد، با پرستيژ و ... و از ديدگاه ساير افراد ليستتان كه هنوز وارد نشدهاند، به عنوان يك فرد موفق در زندگي و شغل، مسلط بر زندگي و كسب و كار، داراي آرامش و خونسردي، متحول شده پس از ورود به اين كسب و كار، با اخلاق، يك مدير توانمند و ... جلوهگر باشيد. فراموش نكنيد كه شما استاندارد و الگوي شبكه خود هستيد و مسئوليت سنگيني از اين بابت متوجه شما ميباشد. كوچكترين حركت اشتباهي از جانب شما ميتواند خسارات جبران ناپذيري به مجموعه شما وارد كند. هيچ وقت و تحت هيچ شرايطي دروغ نگوييد و با ديگران صادق باشيد. به دوستانتان بفهمانيد كه انجام اين كار چه تحول عظيمي در شخصيت، زندگي و آينده شما ايجاد كرده است. اين كار را به هر طريق ممكن به انجام برسانيد. تاثير فوقالعادهاي بر افرادي دارد كه منتظر ديدن تغيير در شما هستند تا به دعوت شما براي ورود به اين تجارت پاسخ مثبت دهند. آنها صرفا به دنبال تغييرات مادي نيستند. روي آنها مطالعه داشته باشيد و بدانيد كه به چه چيزي علاقمند هستند و متناسب با هركس، تغييرات مورد پسند وي را كه در شما بوجود آمده در معرض ديد وي قرار دهيد. مثلا اگر شخصي قدرت بيان خوبي ندارد و در صورتي كه موقعيت مناسبي براي تقويت قدرت بيان خود پيدا كند از آن فرصت استفاده ميكند و انگيزه مالي چندان قوي هم ندارد، شما بايد به جاي به رخ كشيدن پورسانتهايتان، وي را به جلسات گروهتان دعوت كنيد تا تغييراتي كه از جنبه تقويت قدرت بيان در شما بوجود آمده را ببيند. به وي بگوييد كه هيچ كاري را نميتواني پيدا كني كه همه اين مزيتها را باهم يكجا داشته باشد. يعني هم كار باشد و درآمد ايجاد كند، هم فرد به شناخت كاملي از خود برسد. عادتهاي كاري و شخصيتي غلط خود را ترك نمايد و به جاي آن به روش نوين و جهاني فعاليت كند. بتواند در يك جمع چند صد نفره به خوبي صحبت كند، اعتماد به نفس خود را افزايش دهد و ....
7 - از حرفه ايها(Leaders) درس بگيريد: در جلسات راهبران گروهتان حضور مستمر و اثربخش داشتهباشيد و از تجربيات همكارانتان استفاده كنيد. در مواردي كه پيش بيني ميكنيد تصميمتان بر آينده سازمان شما اثر خواهد گذاشت، قبل از آن با راهبرانتان مشورت كنيد و نظرات و تجربيات آنها را جويا شويد. به وبلاگها و سايتهاي مرتبط با اين تجارت سر بزنيد و مطالب جديد آنها را دسته بندي كرده، مطالعه نموده و براي زير مجموعههاي خود نيز ارسال كنيد. از هر فرصتي براي گفتگو و كسب تجربه از راهبران گروهتان در جلسات پاتلاك، برنامههاي تفريحي و ... استفاده كنيد. مسائل و مشكلاتي كه در مجموعه خود با آنها دست به گريبان هستيد را در جلسات راهبران مطرح نموده و از همكارانتان درخواست همفكري نماييد. در صورتي كه بصورت پاره وقت به اين كار ميپردازيد، اين نكته را هميشه به خاطر داشته باشيد كه شما به علت محدوديت وقتي، حق اشتباه كردن را در اين كار نداريد، چونكه براي برگشت و تصحيح اشتباهتان با كمبود وقت مواجه هستيد، بنابراين به جاي خلاقيت بايد منطقي باشيد و در اين كار از تجربيات راهبرانتان استفاده كنيد تا به مشكل برنخوريد.
8 – در هنگام نياز كمك(S.O.S) بخواهيد: هيچگاه خود را فارغ از كسب نظر و همفكري راهبرانتان ندانيد. مطمئن باشيد كه تمام مسائلي كه در حال حاضر شما با آنها دست به گريبان هستيد، يك زماني مسائل و مشكلات راهبران شما نيز بودهاست. در اين مواقع حتما از آنها بپرسيد كه در چنين موقعيتي آنها چه تصميمي گرفتند و چه كردهاند. به راهبر خود اعتماد و اعتقاد داشته باشيد و مسائل و مشكلات كاري و حتي شخصي خود را با وي در ميان بگذاريد. مطمئن باشيد كه راهبر شما پس از مطرح شدن مسئله، تا زماني كه يك راهكار مناسب در اختيار شما قرار ندهد، آسوده نخواهد خوابيد.
با تشكر
اميد حسن نژاد
در گلدکوئست دلايل مختلفي دست به دست هم داده و مفيد بودن اين نوع تجارت را چه از بعد فردي و چه از بعد اجتماعي، تضمين مينمايد :
۱- آموزش تجارت شبکهاي يا Network Marketing به افراد، و و جا افتادن فرهنگ آن در جامعه و استفاده از آن براي فروش ساير محصولات مانند صنايع دستي، قالي، رايانه، موتور سيکلت و يا خدماتي مانند توريست، هتلداري و ... .
۲- ايجاد خودباوري در افراد و فعال شدن ايشان و غلبه بر تنبلي، چون که در اين سيستم هر کسي فعالتر باشد(بدون دخالت شانس و قرعه و لاتاري و روابط و پارتيبازي و ...) سود بيشتري هم ميبرد و اين موضوع برايشان قابل لمس ميشود که با کمي تلاش، به آن چيزي که مستحقش هستند ميرسند و برخلاف گذشته که تمام وقت و انرژي خود را براي به دست آوردن سادهترين مايحتاجهايشان، مصرف ميکردند و از ابعاد ديگر زندگي(مادي و معنوي) محروم ميماندند و چون پيشرفتي در کارشان حاصل نميشد؛ لذا مايوس و نااميد ميگشتند. اما اکنون کار ميکنند و سودش را ميبرند و ميتوانند پيشرفت کنند به يک خودباوري برسند و از انسانهاي مايوس و نااميد و تنبل! تبديل به انسانهاي اميدوار و فعال شوند .
۳- اشتغالزايي با مبلغ سرمايهگذاري کم، يعني اين کار خود به خود باعث اشتغالزايي ميشود. اگر عَرضهي ديگر محصولات نيز(مخصوصا در کشور خودمان) با اين روش انجام شود که خيلي عاليتر هم ميشود و چه بهتر کاري که از کنارش ديگران نيز نان بخورند. گلدکوئست در حقيقت کمک به بهرهوري مملکت از طريق قرار گرفتن افراد در تخصص خودشان است. چون اغلب افراد، با حل شدن مشکلات مالي که تاکنون داشتند؛ راحتتر ميتوانند در تخصص مورد علاقهشان به فعاليت بپردازند و به همان کاري بايد و شايد بپردازند و زمينهاي ايجاد ميشود تا ايشان در جايگاه اصلي خودشان قرار بگيرند و اين براي جامعهي ما، به مراتب مفيدتر از وضع کنوني است. مثلا وقتي که الکترون در يک اتم، به لايهي بعدي ميرود انرژي ميگيرد و زماني که به لالهي اصلياش برميگردد انرژي آن به صورت نور آزاد ميگردد و مورد استفاده قرار ميگيرد .
۴- خريد و ورود يک محصول با ارزش، که هم ارزش سمبليک دارد و هم مستهلک نميشود و به مرور زمان مرغوبتر و گرانتر هم ميشود .
۵- ايجاد يک محيط فرهنگي و آموزشي، چون کار تجارت شبکهاي برپايهي کار گروهي يا Team Work است و بالاسريها، دائماً در حال حمايت و آموزش زيرمجموعههايشان ميباشند و تجربياتشان را با کمال ميل! در اختيار ديگران قرار ميدهند؛ پس ميتينگهاي دوستانه و در عين حال جدياي برگزار ميشود که همهي افراد به قصد کار، وارد آن شدهاند(نه عيش و طرب و اتلاف وقت) و همين آشناييها با يکديگر و يافتن دوستان جديدي که اغلب تحصيلکرده و فعال هم هستند و چه بسا در ديگر امور زندگي هم از تجربيات هم استفاده کنند؛ از نظر فرهنگي و آموزشي تاثير مثبتي روي افراد جامعه و طبعاْ خود جامعه دارد .
۶- خروج شاخهها از ايران و بازگشت سرمايهها، که ميدانيم براي خريد سکهها مقداري سرمايه از مملکت خارج ميشود البته در مقابلش سکه دريافت ميکنيم اما بدون درنظر گرفتن آن نيز ميتوان اميدوار بود که با خروج هر شاخه از ايران، آن سرمايه، به شکل پورسانت و حتي بيشتر وارد مملکت ميشود(مثل فيليپين)
۷- بالا رفتن سطح تواناييهاي فردي که گذشته از فوايد مالي، همانطور که گفتم هر کس پس از يک سال فعاليت در گلدکوئست، تبديل به يک انسان فعال، باحوصله، صبور و در عين حال مدير ميشود. اين شخص در هرکار ديگري هم که برود موفق خواهد شد. اين شخص، ترسي از شنيدن کلمهی «نه» از ديگران ندارد(که اگر دقت شود؛ همين ترس، در اغلب امور زندگیمان مانع پيشرفتمان شده است) اين شخص به جاي غرق شدن در مشکلاتش، به راهحلها ميانديشد. امواج منفي به راحتي نميتوانند اهدافش را متزلزل سازند. ميتواند بدون ترس حرکت کند. از به انتظار معجزه نشستن در منزل تنفر دارد. اين شخص هميشه بدون آنکه ناشکر باشد؛ ميداند که اگر همان اندازه کارهايي را انجام دهد که هميشه انجام داده؛ پس همان چيزهايي را به دست ميآورد که تاکنون به دست آورده و ميداند آنچه که او را به موفقيت رسانده؛ براي حفظ آن کافي نيست و خيلي چيزهاي ديگر ياد ميگيرد که مفيدند و در تمام امور زندگی به کارش ميآيد .
به عقيدهي شما، يک کار با اين سرمايهگذاري و ريسک اندک، تا چه اندازهاي بايد مفيد باشد که گلدکوئست نيست؛ اگر بخواهيم انصاف بيشتري به خرج دهيم بايد جسورانه اعلام کنيم که گلدکوئست يک پديده است .
تجربه ، تنها معلمي است كه اول امتحان مي گيرد و بعد درس مي دهد
آسانترين كارها شكست خوردن است
دويدن كافي نيست بايد به موقع دويد
مترسك روي داربست چوبي به دنيا مي آيد ،بر روي آن زندگي مي كند و همان جا هم مي ميرد .
هیچ راه میان بری وجود ندارد.
هیچ چیز ارزان بدست نمی آید.
وهمیشه بهترین راه دشوار دشوارترین راه است !
بزرگترین راه ها با کوچکترین گامها آغاز شده و سخت ترین گام اولین گام است !
زندگی یعنی ,تکاپو .
زندگی یعنی ,هیاهو .
زندگی یعنی ,شب نو, روز نو, اندیشه نو .
زندگی یعنی ,غم نو, حسرت نو , پیشه نو .
زندگی بایست سر شار از تکان و تازگی باشد .
زندگی بایست در پیچ و خم راهش زالوان حوادث رنگ بپذیرد .
زندگی باید یک دم , یک نفس حتی ز جنبش وانماند ,
گر چه جنبش برای مقصدی بیهوده باشد .
زندگی همچو آب است .
آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت
و بوی گند می گیرد .
در هلال آبگیرش غنچه لبخند می میرد ...
***********
و به عنوان مطلب آخر :
ناکامی یعنی تاخیر نه شکست ! مسیر انحرافی موقت است ,نه کوچه بن بست !
تقديم به قلب پاك همه گلدكوئستي ها...
از وقتي وارد گلدكوئست شدم با گلدكوئست خوردم، خوابيدم، كار كردم، زندگي كردم و هرگز آن را رها نكردم. چون گلدكوئست مرا به سرمنزل مقصودم كه همان اهدافم است خواهد رساند.
در پي مخالفت هايي كه تا بحال با گلدكوئست شده من اصلا تعجبي نداشته ام چون انتظار چيز ديگري را نداشتم. تنها موضوعي كه در مقالات روزنامه ها و برنامه هاي تلويزيوني بسيار باعث رنجش من شد مورد تمسخر و تحقير قرار گرفتن اهداف مقدس گلدكوئستي ها بود.
انگار بعضي از آقايان يادشان رفته كه از ميان همين مردم برخاسته اند؛ پس نمي دانم چرا مردم را كودن و احمق معرفي مي كنند؟!
يادمه تو يه برنامه تلويزيوني، گفته شد در جلسات آموزشي گلدكوئست به اعضا ياد مي دهند كه رويا پرداز باشند و با آرزوهاي خود ديگران را هم بدبخت كنند و به نوعي آنها را به روياهاي شيرين مي برند تا از آنها به سمت مقاصد شومشان استفاده كنند!!!!!!!!!!!
باور كنيد وقتي اين جملات را مي شنيدم از شدت ناراحتي بغض كرده بودم و به حال گوينده تاسف مي خوردم.
مي دانيد چرا؟
چون واقعيت چيز ديگري بود كه من خودم آن را تجربه كرده بودم.
پس بخوانيد تجربيات واقعي و تلخ و بعضا شيرين مرا؛
در طي اين مدتي كه عضو گلدكوئست بوده ام يادگرفته ام براي كارم مقصد و هدفي تعيين كنم تا هر وقت سختي ها و مشكلات كار به سراغمان آمد ياد هدفم بيفتم و انگيزه ام را از دست ندهم. در جلسات گلدكوئست اين فرصت به من دست داد تا بي پروا و بدون خجالت راجع به هدفهام صحبت كنم.
اما در بسياري از موارد در برابر اين همه انسان بزرگ با قلبهاي مهربان حتي خجالت مي كشيدم سرم را بالا بگيرم.
- با دوستي ملاقات كردم كه مي گفت: «اولين پورسانتم را خرج امام حسين (ع) مي كنم.» راستش در دلم خيلي به نظرم كودكانه آمد اما وقتي ديدم در شب عاشورا در هيئت محلمان با خرج خود براي سالارش حسين سنگ تمام گذاشت. در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
- يكي از دوستانم با پورسانتهاش ماه رمضان همين امسال در طرح اكرام ايتام سه كودك يتيم را تحت سرپرستي گرفت. آنوقت بود كه در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
- يه بار از يكي از گلدكوئستي ها هدفش را در گلدكوئست سئوال كردم. جواب داد: «مي خوام بچه هاي بي مادرم را در رفاه كامل بزرگ كنم در حالي كه الان به خاطر فقر زياد و نداري حتي روي ديدنشان را هم ندارم.» در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
- هفته پيش از حاضرين در جلسه پرسيدم: بچه ها با پولهايي كه از گلدكوئست بدست مي آوريد چكار مي كنيد؟
بخوانيد جوابهاي حيرت انگيز را:
· يكي گفت: «ميخوام يه خونه بخرم تا مجبور نباشم هر سال مانند خانه بدوش ها از اين خانه به آن خانه بروم.»
· يكي ديگه گفت: «يه ماشين مي خرم تا خانواده 5 نفري ام را به زيارت امام رضا(ع) براي اولين بار ببرم.»
· ديگري گفت: «دو تا بچه پشت كنكوري دارم اما نمي دانم با حقوق 160 هزار تومن! فعلي ام مي توانم خرج دانشگاهشان را بدهم يا نه به خاطر همين تصميم گرفتم با پورسانت گلدكوئست آنها را به دانشگاه بفرستم.»
در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
- سه ماه پيش از fun برمي گشتم، با خواهر و برادري آشنا شدم كه از اعضاي گروه ديگري بودند. وقتي درباره اهدافمان در گلدكوئست صحبت مي كرديم برادر گفت: «شوهر خواهرم چند ماه پيش تصادف كرد كه منجر به مرگ يك نفر شد و بدليل عدم توانايي مالي براي پرداخت ديه الان چند ماه است كه در زندان بسر مي برد و ما ميخواهيم با فعاليت در گلدكوئست او را از زندان بيرون بياوريم تا بالاي سر خواهرم و بچه اش باشد.» در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
- بهار همين امسال (84) بود كه در دفتر نمايندگي در ميرداماد با آقايي آشنا شدم كه اصلا قيافه اش به نتوركرها نمي خورد. راستش اول فكر كردم اشتباهي اومده يااصلا كارگره! اما وقتي با او همصحبت شدم فهميدم 1170 تا زيرمجموعه داره با تعادل حدود 380 !! جالب اين بود كه 1170 نفر در طول 7 ماه وارد شده بودند. اگر پرينت زيرمجموعه هايش را به من نشان نداده بود حرفهايش را باور نمي كردم. بهش گفتم: چي بهت انگيزه داد تا اينطور فعاليت كني؟ گفت: «زماني كه بهم گفتند بايد 11 ميليون تومان پول بدهي تا مادرت را درمان كنيم وگرنه اميدي به زندگي او با سلامت كامل نداشته باش! وارد گلدكوئست شدم و دو ماه پيش مادرم را در بهترين شرايط عمل كرديم و الان حالش رو به بهبودي است. در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
- جمعه پيش از يكي از تازه وارد ها پرسيدم با گلدكوئست به چي مي خواهي برسي؟ ليست اهدافش را نشانم داد. ديدم نوشته: «ساختن يك درمانگاه براي روستاي .....» در دل آهسته نجوا كردم: چقدر من در مقابل دوستان گلدكوئستي ام حقيرم.
آقاي دلسوز مردم، برايت متاسفم.
مي داني چرا؟
باورم نمي شود آيا تو مي خواهي مشكلات مردم را حل كني در حالي كه حل مشكلات و نيازهاي اوليه و حياتي مردم براي تو رويا و آرزويي دست نيافتني محسوب مي شه؟!!!
تو به گلدكوئستي ها مي گويي براي بخشيده شدن بايد پورسانتهاي خود را صرف امور خيريه كنند درحاليكه هنوز نمي داني «چراغي كه به خونه رواست .....»؟!!!
واقعا برايت متاسفم.
فقط كمي ميان مردم بيا .................
با تشكر از دوست خوبمان: رضا ش
مردم موفق خود را دست بالا مي گيرند و نسبت به خود نگرش مثبت دارند . البته انتظاري نيست كه همه مردم اين توانايي را داشته باشند , اما متاسفانه تعداد زيادي در سراسر دنيا وجود دارند كه خود را قرباني زندگي مي دانند . خود را به قدر كافي لايق نمي دانند پس تعجبي نيست كه موفق نمي شوند .
مردم موفق ريسك مي كنند . بسياري از مردم در تجارت , روابط و سرمايه گذاري خطر نمي كنند بلكه منتظر ديگران مي مانند تا آنها را به راهي راهنمايي كنند . در حالي كه مردم موفق علاوه بر اينكه به احتمال شكست فكر مي كنند به سمت چيزي كه مي خواهند حركت مي كنند و مي دانند قبل از خطر كردن چيزي ندارند ولي بعد از آن ممكن است به دست آورند .
مردم موفق به خدا به عنوان قدرتي مافوق , ايمان دارند . آنها مي دانند كه تنها به دنيا نيامده اند و هر زمان كه نياز داشته باشند نيرويي مافوق , خير خواه و مهربان بر آنها نظر دارد .
مردم موفق از تجارب منفي براي قوي تر شدن استفاده مي كنند . آنها به تجارب منفي خوشامد مي گويند و از آن به عنوان معلمي كه بينش كافي به آنها مي دهد , ياد مي كنند . معلمي كه مي آموزد چه كارهايي , چرا ناموفق بوده است . آنها مي گويند كه اين تجارب پتانسيل واقعي وجود آنها را نمايان مي سازد و راه حلهايي نشان مي دهد كه قبلا به آن فكر نكرده بودند .
مردم موفق در كار خود ايستادگي مي كنند . شما چند بار در زندگي خود كلمه نه را شنيده ايد ؟ بايد آنقدر سوال و تقاضاي خود را تكرار كنيد تا نه را به بله بدل كنيد . نگذاريد موانع و مشكلات شما را از مسيرتان بازگرداند . بيشتر تلاش كنيد .
كشف كن كه هستي / تصميم بگير ؛ كجا مي خواهي بروي / بدان كه مي خواهي چه كني / آنگاه همه چيز در جاي درست خود قرار خواهد گرفت .
براي اينكه موفق باشي ؛ بايد يك روياي مهم داشته باشي . يك تصوير ؛ يك هيجان سوزاننده ؛ يك كشش مغناطيسي . بايد چيزي بخواهي ؛ يك رويا ؛يك هدف كه انگيزه اصلي تو باشد . چيزي كه حرارت ؛ اشتياق ؛ تعهد و غرور داشته باشد و نياز به كار كردن شديد ؛ رفتن به دورها و انجام مشكلترين ها را در تو بيافريند . براي بدست آوردن چيزهايي كه در زندگي مي خواهي ؛ نياز به انگيزه ؛ حركت و انرژي خواهي داشت . مردمان موفق رويايي كه انگيزه كافي براي آنها باشد را دارند . بايد فكر كني و بايد روياپردازي كني .
نگاه كن ؛ امروز كجا هستي . فكر كن ؛ فردا دوست داري كجا باشي ؟ سپس يك نقشه اصلي براي رسيدن به آن طراحي كن .
اشتياق شديدتر ؛ تعهد بيشتر ؛ دوست داشتن بزرگتر ؛ چيزي است كه از تو يك انسان موفق مي سازد . هنگاني كه اين خواسته ها و تعهدات عميق را ؛ در خود ايجاد كني ؛ ديگر كار زيادي نداري . راهي تا پيدا كردن شغل و رسيدن به موفقيت باقي نمي ماند . به كاري كه دوست داري مشغول شو . كار ؛ سرگرم كننده است .
اگر چه تشكيل يك تيم متحد و يك دست مشكل به نظر ميرسد , اما پيچيده نيست و مسئله اصلي اين است كه سادگي آن حفظ شود .خواه در مقام مديريت يك شركت چند مليتي باشيم , خواه مسئول يك قسمت كوچك در دل يك سازمان بزرگ و خواه عضو يك تيم كوچك .
در كارهاي تيمي سازمان ها دو نكته به چشم مي خورد: اول اين كه تيمي اصيل و واقعي در بيشتر سازمانها هم چنان دست نيافتني است و دوم اين كه سازمان ها به اين علت در كار تيمي شكست مي خورند كه ناآگاهانه در گير پنج آفت خطرناك ميشوند .
اين آفت ها كاملا به هم چسبيده اند و نميتوان آنها را از يكديگر جدا كرد ولي هر يك از آنها ميتوانند به كار تيمي آسيب زيادي وارد مي كنند .
اين آفت ها عبارتند از :
1- بي اعتمادي اعضاي تيم به يكديگر :
دليل اين آفت بي ميلي تيم به آسيب پذير شدن در ميان جمع است . آن دسته از اعضاي تيم كه از صميم قلب سفره دل خود را در حضور ديگران نمي گشايند و ضعف ها و خطاهاي خود را پنهان مي كنند زمينه بروز اعتماد را نابود مي سازند .
2- ترس از برخورد :
در تيم هايي كه بي اعتمادي حاكم باشد امكان برخورد صادقانه آرا و عقايد از بين ميرود و جاي آن را بحث هاي لفافه دار و اظهار نظرهاي جانب دارانه ميگيرد .
3- عدم تعهد :
نبود برخوردهاي سالم , زمينه ساز مشكل ديگري ميشود كه عدم تعهد نام دارد . اگر افراد نتوانند در جريان بحث هاي باز و پرشور نظرهاي خود را بگويند هيچ گاه و يا به ندرت خود را به تصميم هايي كه گرفته ميشود پايبند ميدانند , هر چند در نشست ها و در حضور ديگران تظاهر كنند كه آن را پذيرفته اند .
4- پرهيز از مسئوليت پذيري :
عدم تعهد و مشاركت واقعي اعضاي تيم , باعث ميشود اعضا از زير بار مسئوليت شانه خالي كنند .
5- بي توجهي به هدف و نتيجه كار :
نپذيرفتن مسئوليت , باعث بي توجه شدن اعضا به نتيجه كار ميشود . زيرا اعضاي تيم نيازهاي فردي خود را بر هدف هاي تيمي ترجيح ميدهند .
خصوصيات تيم هاي يك دست :
1- اعضا به يكديگر اعتماد دارند .
2- درگير بحث هاي آزاد و برخورد آرا و عقايد ميشوند .
3- به تصميم ها و برنامه ها متعهد هستند .
4- براي ثمر بخش كردن و اجراي آن تصميم ها و برنامه ها از يكديگر مسئوليت ميخواهند .
5- همه فكر و ذكر آنها رسيدن به هدفهاي جمعي است .
يك تيم همانند حلقه هاي يك زنجير است . اگر نقص كوچكي در كار تيمي پديد آيد تمام كار تيمي آسيب خواهد ديد .
نويسنده : پاتريك لنچيوني مترجم : مهندس فضل اله اميني گردآوري : زهره جبارچلويي
نحوه تکلم انسانها بيانگر نحوه تفکر آنهاست.مثبت بينديشيم و مثبت بگوييم تا انرژی مثبت خود را به ديگران منتقل کنيم.
|
بگوييم |
نگوييم |
|
ازاينکه وقتتون رو در اختيارم گذاشتيد ممنون |
ببخشيد مزاحمتون شدم |
|
طول ميکشه تا ياد بگيری |
هيچ وقت ياد نميگيری |
|
مسئله دارم |
مشکل دارم |
|
مسئله رو خودم حل ميکنم |
مسئله به تو ربطی نداره |
|
شاد و پر انرژی باشيد |
خسته نباشيد |
|
اين کار را بعدا انجام ميدهم |
دچار ياس شدم |
|
صد در صد خواهد شد |
ای کاش ميشد |
|
ان شا الله حتما موفق ميشوی |
ان شا الله موفق ميشوی |
|
عالی هستم |
خوب هستم |
منبع : وبلاگ کوئست شهسوار
|
سرويس اشتراك اينترنت Gold Line
موبايل: 2103529-0912 ساعت تماس 9 الي 19 |
ورزش دادن به فکرتان به رشد مغزتان کمک می کند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول های عصبی مغزتان را ترغیب می کنید تا ارتباطات جدید ایجاد کنند که به آنها اجازه می دهد با هم در ارتباط باشند. این مسئله به جز بالا بردن قدرت یادآوری ظرفیت حافظه را هم بالا می برد و مانع از دست رفتن حافظه می شود.
کارهای بسیاری می توانید برای ورزش دادن و فعال کردن مغزتان انجام دهیید. کارهای ساده ای مثل حل جدول، بازی شطرنج و مطالعه کردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش های جدید مثل یادگیری زبانی خارجی یا یک آلت موسیقی نیز می تواند مفید باشد.
یک کوئستر موفق با فعالیت دائمش مغزش رو هم ورزش میده..!
اگر به چیزی که میخواهید برسید در تمام مدت انجام کار در ذهن خود بگویید که من باید.......... اینگونه به ان چیزی که میخواهید میرسید.
(من خودم امتحان کردم.میشه!!!!)
وقت بزاز
Time
هیچ موقع صحبت درباره کار را قطع نکن
Talking
سازمان خود زا شکل بده
Team
مجموعه خود را اموزش بده
Teaching
تکرار و تمرین آموزشها
Training
کوئست یزد
شما وقتی دز یک لیوان پر از چای همچنان چای بریزید فقط باعث سرریز شدن آن میگردید و چیزی اضافه نمیشود ایم کثال در مورد ذهن شما هم صادق است اگر فکر میکنید همه چیز را در باره هدایت و لیدر شیپ میدانید دیگر قادر به یادگیری تکنیک های جدید نیستید پس باایستید و لیوان ذهن خودرا خالی کنید تا اماده پذیرش باشید

تلفن : 44632065