مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه مرغی گذاشت . عقاب با بقیه جوجه ها از تخم
بیرون آمد و با آنها بزرگ شد . در تمام زندگیش ٬ او همان کارهایی را انجام داد که مرغها
می کردند ٬ برای پیدا کردن کرمها و حشرات ٬ زمین را میکند و قدقد می کرد و گاهی هم
با دست و پا زدن بسیار ٬ کمی در هوا پرواز می کرد . سالها گذشت و عقاب پیر شد .
روزی پرنده با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان ابری دید . او با شکوه تمام ٬ با یک
حرکت ناچیز بالهای طلاییش ٬ بر خلاف جریان شدید باد پرواز می کرد . عقاب پیر ٬ بهت
زده نگاهش کرد و پرسید : « این کیست ؟ »
همسایه اش پاسخ داد : « این عقاب است ـ سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و
ما زمینی هستیم . »
عقاب مثل مرغ زندگی کرد و مثل مرغ مرد . زیرا فکر میکرد مرغ است .
صحبت نمی کند » صاحب مغازه پرسید : « آیا در قفسش آینه ای هست ؟ طوطیها عاشق
آینه اند . آنها تصویرشان را در آینه می بینند و شروع به صحبت می کنند » آن خانم یک آینه
خرید و رفت . روز بعد باز آن خانم برگشت ٬ طوطی هنوز صحبت نمی کند . صاحب مغازه
پرسید : « نردبان چه ؟ آیا در قفسش نردبانی هست ؟ طوطیها عاشق نردبان هستند »
آن خانم یک نردبان خرید و رفت . اما روز بعد بازهم آن خانم آمد. صاحب مغازه گفت:« آیا
طوطی شما در قفسش تاب دارد ؟ نه ؟! خب مشکل همین است . به محض اینکه شروع به
تاب خوردن کند ٬ حرف زدنش تحسین همه را بر می انگیزد » آن خانم با بی میلی یک تاب
خرید و رفت . وقتی آن خانم روز بعد وارد مغازه شد ٬ چهره اش کاملا تغییر کرده بود .
او گفت:« طوطی مرد !»صاحب مغازه یکه خورد و پرسید:«واقعا متاسفم٬آیا او یک کلمه
هم حرف نزد ؟» آن خانم پاسخ داد:« چرا ! درست قبل از مردنش با صدایی ضعیف از من
پرسید که مگر در آن مغازه ٬ غذایی برای طوطیان نمی فروختند ؟ »
جری مدیر یک رستوران است.
او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد.هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد:
”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“
هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنندتا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند.
چرا؟
برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است.
اگر کارمندی روز بدی داشته باشد،
جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند.
مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم:
من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟
جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم.
می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم.
من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم
هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم.
هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم.
من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم.من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“
جری گفت ” همینطور است“
”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است.
شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید.
شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند.
شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید.
این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“
چند سال بعد،
من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد
او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود.
و بعد ؟؟؟
صبح هنگام،
او با سه مرد سارق روبرو شد
آنها چه می خواستند؟
#123*+!@$%&*~
درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد.
دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند.
خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند.
پس از 18 ساعت جراحی
و هفته ها مراقبتهای ویژه
جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت.
من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم.
هنگامی که از او پرسیدم که چطور است،
پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“
من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت.
جری پاسخ داد، ”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“
”بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم.
من انتخاب کردم که زنده بمانم.“
پرسیدم : ”نترسیده بودی“
جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد.
اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم.
من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“
”می دانستم که باید کاری کنم“
پرسیدم ”چکار کردی“
جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه“
من پاسخ دادم ”بله“
دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند.
یک نفس عمیق کشیدم
و پاسخ دادم ” گلوله“
درحالیکه آنها می خندیدند گفتم:
من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها.
به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند
من از او آموختم که
هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید.
طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست – و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد.
بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر
می شوند.
حال شما دو انتخاب دارید:
می توانید این پیام را پاک کنید.
می توانید آنرا به فرد دیگری بفرستید که به آن توجه کند.
امیدوارم که شماره 2 را انتخاب کنید.
من که اینکار را کردم.
با تشکر از وبلاگ عسلویه
مردم ایران در سال ۱۳۸۴ بیش از ۷۰۰۰۰۰۰ تلفن همراه ثبت نام کرده اند و این ۷۰۰۰۰۰۰ احتیاج
به گوشی موبایل دارد . با توجه به اینکه هیچ گوشی موبایلی تولیدی ایران نیست ٬ باید به تعداد سیم کارتها
گوشی موبایل از خارج از کشور وارد شود . قیمت گوشی از ۵۰۰۰۰ تومان است تا ۱۰۰۰۰۰۰.
ما قیمت میانگین می گیریم ۱۵۰۰۰۰ تومان.
۱۰۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
= ۱۵۰۰۰۰ * ۷۰۰۰۰۰۰خروج ارز از ایران طی مدت یک سال
با توجه به اینکه گوشی همراه یک وسیله مصرفی است .
درحالی که کمپانی QI مدت تقریبی ۶ سال است که در ایران فعالیت می کند و تعداد خرید ازکمپانی تقریبا
۸۰۰۰۰۰ UV (خوش بینانه) می باشد و ما میانگین خرید هم می گیریم ۷۰۰۰۰۰ تومان.
۵۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
= ۷۰۰۰۰۰ * ۸۰۰۰۰۰خروج ارز از ایران طی مدت ۶ سال
اگر ما یک پنجم این مبلغ را ٬ فقط قیمت طلای محصولات در نظر بگیریم ٬ ۱۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان
برگشت شده :
۴۴۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰
= ۱۱۲۰۰۰۰۰۰۰۰۰ - ۵۶۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰فقط قیمت طلای محصول در نظر گرفته شده و در مورد ارزش افزوده محصولات هیچ محاسبه ای نشده
و اگر یک پنجم ( بد بینانه ) این مبلغ بابت پورسانتها برگشت شده باشد :
۳۵۸۴۰۰۰۰۰۰۰۰
= ۸۹۶۰۰۰۰۰۰۰۰ - ۴۴۸۰۰۰۰۰۰۰۰۰در حالی که شاخه ها از ایران خارج شده و باعث ارز آوری برای کشور می باشد .
حالا به نظر شما کدام خروج ارز از کشور می باشد .

در پی موفقتهای پی در پی QVI چندی پیش 14 تور ۳-۵ روزه به نقاط مختلف مالزی و دریای چین و آندمان به سبد خرید Qi اضافه شد که در مطلب (۲۵/اسفند/۸۴) (19 محصول جدید در سبد خرید QuestNet!) توضیحات آنها به اختصار آمده است.شرایط اکثر این تورها یکسان است و برنامه های مشابهی در آنها اجرا میشود. که برای مثال یک نمونه از آنها را بطور کامل شرح داده ام:
مولو MULU)): سه شب و چهار روز اقامت در یکی از بزرگترین غارهای شبکه ای جهان که در پارک ملی هم ثبت شده، دهانه دالان معروف آن(ساراواک) گنجایش ۴۰ بوئینگ۷۴۷ را دارد.
روز اول، کوالالامپور به سمت میری (Miri) به همراه شام، راهی شدن از میری به مولو (MULU) با هواپیما. سپس به محض رسیدن و ملاقات به محل هتل برای نام نویسی.
روز دوم: (MULU به همراه صبحانه،ناهار،شام).بعد از صرف صبحانه این امکان فراهم میشود که صبح خود را با قایق پارویی، ماهی گیری، صخره نوردی، زدن فلوت بومی، و یا استراحت کنار استخر شنا شروع کنید تا پس از آن راهی یک پیاده روی 3 کیلومتری شگفت انگیر به سمت غار DEER و غار LANG شوید.در اینجا میتوانید شاهد پرواز خفاشها و دیدنیهای چشم نواز دیگر باشید.
روز سوم: (MULU به همراه صبحانه،ناهار،شام).امروز مسیری طولانی را با قایق روی رودخانه به سمت غار WIND و غار CLEARWATER میپیمایید و در آنجا میتوانید آرایش ها و ساختمانهای گوناگون غار را به همراه پیاده روی کشف کنید. پی ببرید به ماهیت بومی ساختمان غار. شما میتوانید در استخر اختصاصی غار CLEARWATER شنا کنید و غوطه ور باشید.تا یک تجربه بی نظیر و ماجراجویانه در غار داشته باشید.
روز چهارم: MULUبه Miri به کوالالامپور (به همراه صبحانه) امروز آزاد هستید هر کاری بکنید تا زمانی که به فرودگاه منتقل شوید برای پرواز به سمت خانه.
قیمت تمام شده تور بابت اقلام زیر است:
1. بلیط برگشت(economy) از first class پایین تر.
2. مالیات و عوارض فرودگاه هنگام برگشت.
3. غذاهایی که در برنامه 4 روزه سفر هستند.
4. وسایل راحتی هتل برای 3 شب اقامت شما.
5. سفر شما باید طبق برنامه گفته شده اجرا شود.
هزینه تور شامل موارد زیر نمیبباشد:
1.امور شخصی از جمله هزینه Bar (کافه) قبض تلفن هتل، لباس شویی و ...
2.انعام راننده و راهنما
توجه:
(الف) هزینه کودک با تخت ویا بدون تخت بین 2 نفر بزرگسال تقسیم میشود.
(ب) در صورتی که به هر دلیل پرواز شما از MIRI به MULU لغو شود شما 1 شب را در هتل Miri Righa Royal میهمان ما خواهید بود تا با اولین پرواز روز بعد راهی MULU شوید.
برگرفته از کوئست کرمانشاه
برای دریافت خبرهایی از کنفرانس مالزی اینجا را کلیک کنید
مجموعه شما به صورت متقارن پیش می رود یا بصورت خطی ؟
Raise Youreself To Help Mankind
بسياری از افراد که با مکتب موفقيت آشنا می شوند و شيوه زندگی هدفمند را می آموزند، در ابتدای راه، اهداف بسيار بلند پروازانه ای را برای خود بر می گزينند و با اشتياق فراوان منتظرند که در مدت زمان کوتاهی به آرزوهای بزرگشان دست پيدا کنند.
آنها آن چنان در رويـاهـای خـود سـاخـتـه شـان غـرق می شوند که اندک اندک فراموش می کنند کـه
برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذارند.
ايراد اين نوع تفکر که " تفکر بر مبنای آرزوها" ناميده می شود اين است که زمان و راهی که بايد برای رسيدن به آرزوها طی شود اغلب کمتر از آنچه هست ديده می شود و در نتيجه شخص وقتی در طی مدت کوتاهی به نتيجه مطلوب ذهنی خود نمی رسد سرخورده و مايوس گرديده و از پيگيری اهدافش منصرف می شود. حال آنکه
موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.
می گويند روزی کرايسلر که نوازنده مشهور پيانو است قطعه ای را آن چنان لطيف و با ظرافت نواخت که تمام جمعيت حاضر در کنسرت غرق در شور و شعف شدند، در پايان کنسرت خانمی که به شدت تحت تاثير شيوه نوازندگی وی قرار گرفته بود نزدش رفت و با حالتی شگفت زده گفت: "مـن حـاضـرم تـمـام لـحـظـات عـمـرم را بـدهـم تـا بـتـوانـم مـثـل شـمـا بـنـوازم."
کرايسلر لبخندی به او زد و گفت: "اين دقيقاً همان کاری است که من در تمام طول عمرم کرده ام."
به نظر من روزی که کرايسلر برای نخستين بار دست به پيانو زد، در ذهنش چنين روزی را می ديد، اما احتمالاً انتظار نداشت که اين موفقيت خيلی آسان و پس از چند ماه نواختن پيانو به دست آيد.
"تـدريـج" همه جا قاعده موفقيت است و هر موفقيت بزرگی حاصل جمع يا حاصل ضربی از موفقيت های کوچک و درس هايی است که از شکست های کوچک می آموزيم.
همان گونه که برای ساخته شدن يک ساختمان زيبا هزاران آجر بايد دقيق و متناسب با يکديگر چيده شوند و طبيعتاً نمی توان تا قبل از طراحی نقشه و ساخته شدن طبقه اول به فکر ساختن طبقه دوم بود، در زندگی يک انسان هدفمند نيز اوضاع به همين شکل است. همان گونه که بهترين نقشه ساختمان اگر روی کاغذ باقی بماند اهميت چندانی پيدا نمی کند، بهترين فکرها نيز تا وقتی از "وجهه تئوريک" به "حالت عملی" مبدل نشوند ارزش چندانی نخواهند داشت.
از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست.
پس بهتر است با خود فکر کنيم که چگونه می توانيم در راستای اهدافمان اقدامات عملی انجام دهيم؟.
برای مثال اگر هدف شما تبديل شدن به يک متخصص کامپيوتر است و تاکنون چيزی از کامپيوتر نمی دانيد اما امروز عصر از يک مرکز بزرگ کامپيوتر بازديد کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد.
اگر هدف شما قبولی در کنکور است و امروز صرفاً کتاب های مورد نيازتان برای مطالعه را خريداری کرده ايد، يک گام عملی در مسير موفقيت برداشته ايد. اگر هدف شما ثروتمند شدن است و سرمايه چندانی نيز نداريد اما امروز ايده های اقتصادی را که به ذهنتان رسيده است در دفتری يادداشت کرده ايد تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار دهيد، يک گام عملی به سوی موفقيت برداشته ايد. اما اگر نشسته ايد و تنها به اهـدافتان فـکـر می کنيد و به اين که چرا شرايط دست به دست هم نمی دهند تا شما به اهدافتان برسيد، بايد گفت که شما در مرحله "تئوريک" متوقف مانده ايد و البته هنوز فرصت هست تا دست به اقدامات عملی و ملموس بزنيد. پس از جای خود بلند شويد و بيش از اين برای رسيدن به موفقيت های بزرگ، موقعيت های کوچک را از دست ندهيد.
راه موفقيت را بايد گام به گام پيمود، پس هر گام را آن چنان استوار و پر انگيزه برداريد که گويی اين، هدف نهايی شماست و در عين حال هدف نهايی را که برای خود برگزيده ايد همواره در ذهن داشته باشيد و هرگز اين جمله را فراموش نکنيد که در زندگی ات:
"بزرگ فکر کن، اما هم اکنون از کوچک آغاز کن."
برای موفق شدن بايد پاهای خود را بر روی زمين بگذاريم.
موفقيت امری تدريجی و نيازمند تلاش مستمر و کوشش فراوان است.
برای رسيدن به مـوفـقـيـت های بـزرگ، مـوقـعـيت های کـوچـک را از دست ندهيد.
از جمله رازهای موفقيت انسان های موفق کوتاه بودن فاصله "انديشه" تا "عمل" آنهاست
چگونه آینده ای درخشان داشته باشیم ؟
كارتان را دوست داشته باشيد تا از تفريح بعد از كار لذت ببريد
نظرات باارزش شما را در جهت بهتر شدن وبلاگ I-TEAM
پذيرا هستيم
زنده باد گلدکوئست (بهترین نتورک دنیا)
زنده باد نتورک (بهترین بیزینس دنیا)
مدیریت وبلاگI-TEAM
هرگاه دچار تردید شدی ، به خودت چند تلقین مثبت کن. کلامت را به
فرمانت برگردان. وقتی ذهنت به اندازه کافی قدرتمند شد ، هر تلقین
حکمی شاهوار بدل خواهد شد. کلام تو و واقعیت یکی خواهند شد. و به
زمانی تجلی فرمانهایت کوتاهتر و کوتاهتر و سرانجام آنی خواهد شد.
وهیچگاه نباید خیرو صلاح دیگران را از نظرخود دور نگاه داری. تا نفوذ
کلامت بر ضد خودت کار نیفتد.
بر گرفته از کتاب
حکایت دولت و فرزانگی
|
حساب شما |
دفتر كار شما |
نمايش سازمان |
|
ســـــايــــــر |
اطلاعرساني |
ضرابخانهها |
مسافرت |
فناوري |
مسکوکات |
همهء آدمها دوست دارند به بهشت بروند اما هیچکس دوست ندارد
بمیرد...!!!
اگر سقف درآمدی میخواهید باید براش جون بکنی باید براش بمیری...
همه اندیشمندان خردمند در طول اعصار گفته اند که بزرگترین محدودیتها
حدودی است که انسان بر خویشتن تخمیل می کند ؛ واز این رو، بزرگترین
مانع کامیابی ، مانعی ذهنی است. حد و مرزهای ذهنی ات را بگستر تا حد
و مرزهای زندگیت را بگستری.
حکایت دولت و فرزانگی

